تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
ايشان داده است . هارون الرشيد از اين سخن به خشم آمد و گفت : من از ته و توى اين مسأله سر در خواهم آورد و اگر صحت داشت او را هلاك خواهم گرداند و فورا او را احضار كرد و وقتى حاضر شد به او گفت : آن قبايى را كه به تو دادم چه‌كار كردى ؟ گفت : اى امير المؤمنين نزد من است آن را در سبدى لاك و مهر شده گذارده‌ام و بوى خوش بر آن زده و نگهداريش مىكنم و هر صبح كه مىشود سبد را باز مىكنم و از باب تبرك ، به آن نگاه مىكنم و مىبوسمش و سر جاى خودش مىگذارم . رشيد به او گفت : بايد كه هم اكنون آن را حاضر كنى . يكى از نوكرانش را فرا خواند و به او گفت : به فلان اتاق خانهء من برو و كليدش را از خزانه دارم بگير و آن را باز كن و سپس صندوق را بگشا و سبدى را كه مهر من بر آن است بياور . غلام نيز ديرى نگذشت سبد را كه مهرش روى آن بود آورد و آن را در اختيار هارون الرشيد گذارد هارون نيز آن را باز كرد و قبا را ديد كه به حال خود در آن قرار داد و بوى خوش از آن بلند است در اين حال خشم هارون الرشيد فرو نشست و به غلام گفت : آن را به جاى خودش بازگردان و ديگر از اين سعايتها نكن كه سخنت را باور ندارم و دستور داد هزار ضربه شلاق بر غلام سعايت‌كننده بزنند كه بر اثر آن ضربه‌ها ، فوت كرد . و در روايت ديگرى به نقل از محمد بن الفضل آمده كه مىگويد : در مورد مسح پاها ( به هنگام وضو ) ميان چند تن از ما اختلاف افتاد و نمىدانستيم آيا بايد از انگشتان تا پاشنه پا كشيد و يا از پاشنهء پا تا انگشتان . لذا على بن يقطين مطلب را با امام ( ع ) كتبا در ميان گذارد و از ايشان در اين باره ، فتوا خواست . جواب امام اين بود كه بجاى مسح پاها به او دستور داد در وضو پاها را ( غسل ) دهد او از اين پاسخ در شگفت ماند زيرا اين خلاف چيزى بود كه از ائمه در نظر داشت ولى با اين حال ، در وضوى خود به آنچه امام دستورش داده بود پاىبند ماند و چند روز بعد يكى از دشمنانش ، نزد هارون الرشيد از او بدگويى كرد و به وى گفت . او رافضى ( شيعهء اهل بيت ( ع ) ) است در مذهب با تو مخالف است و قائل به امامت موسى بن جعفر مىباشد او نيز به برخى نزديكانش گفت : در مورد على بن يقطين و تمايلات رافضى او سخنان بسيارى مىگويند حال آنكه من در خدمتش قصورى نديده و بارها او را آزموده‌ام و چيزى از اين دست ، دستگيرم نشده است . به او گفته شد : رافضيها در وضو گرفتن با عموم مسلمانان ، اختلاف دارند و آن را ساده كرده پاهايشان را ( غسل ) نمىدهند حال تو او را بيازماى و بىخبر وضوى او را زير نظر بگير . رشيد اين نظر را
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 339 | هاشم معروف الحسني / محمد مقدس