كه چگونه بايد مردم را به وى فرا خوانند ، از ديگران ، پنهان مىماند .
از رواياتى كه به تاريخ زندگى آن حضرت پرداختهاند چنين برمىآيد كه او در طول تمامى زندگى خود را از گزند عباسيها ، دور نگه مىداشت و حتى به شيعيان و شاگردان خود اجازه نمىداد آنگونه كه در زمان پدرش ، عادت كرده بودند با وى تماس داشته باشند و حتى كسانى كه احاديث ايشان را روايت مىكردند نيز كمتر آشكارا نام وى را بميان مىآوردند و حتى گاهى از ذكر كنيهء آن حضرت نيز خوددارى مىكردند و مثلا راوى مىگفت : از ابو ابراهيم شنيدم يا از ابو الحسن ، شنيدم و يا لقبهاى ديگرى ذكر مىكردند همچون عبد صالح ، عالم ، سيد و از اين قبيل . و گاهى نيز با تعبيرى كه اشاره به او دارد مثل اينكه : آن مرد حديثم كرد ، از آن مرد شنيدم و به او نوشتم و . . . كه نشان مىدهد حكام زمان وى ، به دقت مراقبش بودند و تمام حركات و سكنات او و يارانش را زير نظر داشتند و او خود نيز بر ياران و نزديكانش تأكيد مىكرد كه حتى در امور دينى و عبادتهاى خود ، تقيه داشته باشند تا مبادا در معرض خطر و انتقام حكام زمانش واقع شوند .
در اين رابطه در روايت عبد اللّه بن ادريس به نقل از ابن سنان آمده كه مىگويد :
روزى ، هارون الرشيد به رسم بخشش ، لباسهايى تقديم على بن يقطين كرد . على بن يقطين از بهترين ياران امام موسى بن جعفر و بزرگوارترين آنها بود و پست حساسى در تشكيلات حكومتى آنها را به دستور امام ، احراز كرده بود درحالىكه عباسيها ، از مذهب و گرايشهاى وى خبر نداشتند و اگر هارون الرشيد لباس ، چيزهاى ديگرى به عنوان هديه به او مىداد آنها را تقديم امام ( ع ) مىكرد ، از جمله لباسهايى كه در آن روز هارون الرشيد به وى هديه كرد قبايى پشمين سياه رنگ شاهانهاى بود كه زردوزى داشت ؛ ابن يقطين تمامى آن لباسها از جمله اين قبا را به اضافهء مبلغى پول ، به امام داد . وقتى اينها به امام رسيد پول را پذيرفت و قبا را به وسيلهء فرستاده به على بن يقطين بازپس داد و برايش نوشت :
آن را نگاه دار و از دست منه كه موضوعى پيش خواهد آمد و به آن نياز پيدا خواهى كرد . ابن يقطين از بازگردان آن در گمان شد و نمىدانست علتش چه بود .
چند روز بعد ، با يكى از نوكرانى كه از گرايشهاى او باخبر بود و مىدانست اموال و هدايا را به امام مىرساند ، خشم گرفت . غلام نيز نزد هارون الرشيد از او سعايت كرد و به اطلاعش رساند كه او قائل به امامت امام موسى ( ع ) است و همهساله خمس اموال خود را به او مىدهد و جمله چيزهايى كه به او بخشيدهاى و آن قبا را به
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 338
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٣٣٨