تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
عبادت كنندگان و زاهدانى بود كه از خداوند متعال ، هراس دارند . و در ادامه مىگويد : هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و بر هيچ دلى خطور نكرده كه در علم و عبادت و پاكدامنى ، كسى برتر از جعفر بن محمد صادق ( ع ) باشد . و ابو حنيفه مىگويد : من فقيه‌تر از جعفر بن محمد كسى را سراغ ندارم و منصور به من گفته است : مردم شيفتهء جعفر بن محمد شده‌اند لذا تو يك چند مسأله دشوار در نظر گير و از وى بپرس ، من نيز چهل مسأله تهيه كردم منصور در « حيرة » بود مجلسى فراهم آورد و بزرگان و چهره‌هاى سرشناس را در آن گرد آورد و به دنبال من نيز فرستاد ، وقتى وارد شدم جعفر بن محمد سمت راست او نشسته بود وقتى نگاهم به او افتاد چنان هيبتى مرا گرفت كه از منصور نگرفته بود بر او سلام گفتم و نشستم منصور به من گفت : اى ابو حنيفه سؤالهايت را با جعفر صادق مطرح كن من نيز مسائل را يك يك مطرح ساختم و او نيز در مورد هر كدام مىفرمود : شما اين را مىگوييد و اهل مدينه به همان مىگويند و ما فلان نظر را داريم گاهى نظرش مخالف ما بود و گاهى مخالف آنها و گاهى نيز با ما يا آنها ، موافقت داشت تا اينكه بالاخره هر چهل مسأله مطرح شد و او حتى يكى را بىجواب نگذارد و نتيجهء اين مناظره آن شد كه ابو حنيفه در برابر جمع و در حضور منصور كه به دنبال نقطهء ضعف هر چند كوچكى از امام جعفر صادق ( ع ) بود ، بگويد : داناترين مردم كسى كه بيش از هر كس از اختلاف نظر آنها ، آگاه باشد ، منصور احساس ناكامى و شكست كرد و همهء اميدهايى كه به اين مناظره بسته بود ، نقش بر آب شد . او انتظار داشت و اميدوار بود كه امام صادق ( ع ) هر چند در يكى از آن مسائل چهل‌گانه‌اى كه ابو حنيفه از ميان مسائل دشوار برگزيده بود ، بىجواب بماند . منصور به اين دليل چنين آرزويى داشت تا نشان دهد كه جعفر بن محمد نيز همچون ديگر فقهاست و نه آنگونه كه شيعيان و يارانش و نيز بيشتر مردم او را بالاتر از همه مىدانستند و امام عليه السلام توانست خود را بر ابو حنيفه و منصور و بر همهء مردم ، تحميل كند و آنان ناگزير به پذيرش برترى مطلق او گرديدند . ابو حنيفه به هنگامى كه از زندان ابن ابى هبيره گريخت و به حجاز پناه آورد و تا روى صحنه آمدن ابو العباس سفاح در آنجا اقامت داشت به مدت دو سال پياپى ، شاگردى امام صادق را كرد و به همين مناسبت است كه ابو حنيفه همواره مىگفت : اگر آن دو سال نبود ، نعمان ( نام ابو حنيفه ) هلاك مىشد . او چندين بار نيز طى سفرهاى خود به حجاز با ايشان ديدار داشت .