گزيده از آنچه دربارهء ايشان گفته شده
توصيف كنندگان آن حضرت بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه ايشان به اين دليل ملقب به صادق شد كه به راستى گفتار و سخن و عمل شناخته مىشد تا جايى كه در اين مورد زبانزد مردم زمان خود بود و ابن الحجاج دربارهاش مىگويد :
- اى سرورى كه احاديث او را به روايت كسى كه ژرفانديش و كاملا چيره دست نقل مىكنم .
- و مثل اينست كه من حديث محمد پيامبر را از جعفر صادق ، نقل مىكنم .
و با اين وجود به بلندهمتى و دورانديشى و به دور بودن از هر هوا و غرضى در نيل به حقيقت ، توصيف شده است ، او حق را به خاطر حق مىخواست و هيچ چيزى را با آن عوض نمىكرد و مسائل بر او مشتبه نمىگرديد ، وقتى به امرى شبههآميز برخورد مىكرد بصيرتش او را به حقيقت آن رهنمون مىشد و پردهء شبهات را برمىگرفت و پيامبر ( ص ) نيز در اين سخن چنين كسى را مورد نظر داشت كه فرمود : خداوند كسى را كه در برخورد با شبهات از ديدى نافذ برخوردار باشد و نيز دارنده عقل كامل به هنگام رويارويى با شبهات را دوست مىدارد .
و مالك بن انس يكى از سران مذاهب دربارهاش مىگويد : من نزد جعفر بن محمد بسيار مىرفتم مردى پرتبسم بود و هنگامى كه در حضور وى از پيامبر ( ص ) ياد مىشد رنگش دگرگون مىگرديد و اتفاق مىافتاد كه مدتها او را نمىديدم مگر آنكه يا نماز مىگزارد و يا روزه بود و يا قرآن مىخواند و هرگاه از رسول خدا نقل حديث مىكرد ، مقيد به طهارت بود و در مورد آنچه به او مربوط نمىشد سخنى نمىگفت و او از بسيار