برخاست منصور در پى ايشان شد و گفت : آيا مىدانى كه چه گفتهاى اى ابا عبد اللّه ؟
فرمود : آرى به خدا مىدانم كه چه مىگويم و تحقق خواهد يافت « 1 » .
خلاصه اينكه امام صادق ( ع ) خود را از خلافت و سياست ، كنار كشيد و در آنچه كه همزمان با فروپاشى دولت امويها و حوادث و جرياناتى كه هيچ بخشى از بلاد اسلامى آن روز از آن به دور نبود ، هيچ شركتى نكرد حال آنكه هر كدام از گروههاى درگير كه در صحنهء سياسى و نظامى آن روز عرض اندام مىكردند آرزو مىكردند كه امام جانب آنها را گيرد تا در راه نيل به اهداف و منافع خود ، از ايشان بهرهبردارى نمايد ولى آن حضرت ، ترجيح دادند از آن حوادث و جريانهاى گذرنده خود را دور نگه دارند ايشان از فرصت انصراف قدرتطلبان و دستاندركاران جريانها به مشكلاتى كه خاندانهاى اموى و عباسى درگيرش بودهاند و باعث شده بود آنها از وى و عموم علويها كه هرازگاهى متعرض شكنجه و پيگرد و گونههاى مختلف آزاد مىشدند ، موقتا ، صرفنظر كنند و كارى به كارشان نداشته باشند آن امام از همهء اينها صرفنظر فرمود و خود را كنار كشيد و به اسلام و شريعت اسلامى بپردازد و موفق شد تا طى سالهاى اندكى ، آنچنان به سود اسلام و شريعت اسلامى كار كند كه براى هيچ امامى جز ايشان در گذشته و آينده ، فرصتش پديد نيامده بود . اعم از اينكه رواياتى كه در مورد اطلاع ايشان از عاقبت و نتيجهء اين قيامها و شورشها درست باشد يا غلط ، كنارهگيرى آن حضرت ، نشانگر درونگرى و ديد صادقانهاى است كه از آن سوى حوادث نسبت به نتايجى كه اغلب مصلحان و حتى عموم آنها ، اميد خلافش را داشتند .
آن امام با تمام امكاناتى كه در اختيار داشت در جهت دعوت به دين و نشر آموزهها و احكام آن و عمل به آنها گام برداشت و به همه رشتههاى علمى پرداخت و با زنادقه و ملحدين و منحرفين در انديشه و ستمگريها از اصول اسلام ، به مناظره پرداخت و با تمامى آنها ، جلسات بسيار موفقى در موضوعهاى مختلف داشته كه براى تمامى كسانى كه پس از او آمدند ، مفيد و ثمربخش بود و به عنوان مرجعى براى انديشمندان و علما در مشكلاتى كه با آن درگير مىشدند بشمار مىآمد .
هامش
( 1 ) « احجار الزيت » مكانى خارج از مدينه است كه محمد بن عبد اللّه بن الحسن در سال 145 در آنجا ، به قتل رسيد .