تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
تو همانگونه كه تو حساب همهء كارهاى ما را داشته‌اى ، حساب كارت را دارد . او نوشته‌اى دارد كه به حق سخن مىگويد و هيچ مورد كوچك يا بزرگى را نانوشته و ناشمرده نمىگذارد و همانگونه كه ما همهء كارهاى خود را نزد تو پيش رو ديديم تو نيز همه كارهايت را نزد او ( خدا ) پيش رو مىبينى پس ببخش و درگذر تا پروردگار نيز بر تو ببخشايد و درگذرد و خود در حالى كه در ميان آنها ايستاده مىگريد و مىگويد : پروردگارا تو به ما فرمان دادى تا از هر آن كس كه بر ما ستم روا داشت درگذريم و ما نيز همانگونه كه فرمان داديد بخشيديم پس تو نيز بر ما ببخشاى كه تو از ما و هر مأمور ديگرى بدين كار ، اولىترى . آنگاه رو به آنها مىكند و مىگويد : من شما را بخشيدم آيا شما نيز نسبت به هر آنچه از من به شما رسيده ، بخشيده‌ايد برويد كه من شما را آزاد كرده‌ام بدين اميد كه عفو خداوندى شامل حالم شود و خود از آتش آزاد باشم و وقتى روز عيد مىشد آن قدر به آنها عيدى مىداد كه از همهء مردم بىنياز مىشدند . او مىفرمود : خداوند متعال در هر يك از شبهاى ماه رمضان هفتاد هزار نفر را از آتش مىرهاند و آخرين شب كه فرا مىرسد خداوند به اندازه تمامى آنچه در شبهاى ديگر آزاد كرده بود ، آزاد مىكند و من دوست دارم كه خداوند مرا در حالى بيند كه در اين دنيا ، كسانى را در خانه‌ام آزاد كرده‌ام بدين اميد كه مرا از آتش دوزخ ، آزاد سازد . راويان روايت مىكنند كه وقتى ايشان براى نماز وضو مىساخت چهره‌اش زرد مىشد از ايشان پرسيده مىشد چرا هنگام وضو ساختن اين چنين مىشويد مىفرمود : آيا مىدانيد به پيشگاه چه كسى مىخواهم بايستم . و هنگامى كه به نماز مىايستاد لرزشى بر اندامش مىافتاد ، از ايشان سؤال مىشد : اى فرزند رسول خدا شما را چه مىشود ؟ مىفرمود : شما نمىدانيد كه به مناجات چه كسى مىخواهم بايستم . و در حالى كه به سجده رفته بود در خانه‌اش آتش‌سوزى شد مردم گرد آمدند و گفتند : اى فرزند رسول خدا آتش آتش . او توجهى به آنها نمىكرد و سرش را نيز بلند نمىكرد و وقتى آتش خاموش مىشد به ايشان گفته شد : چه چيز ترا از انديشهء آن بدور داشت ؟ مىفرمود : آن آتش بزرگ ( دوزخ ) چنين كرد . و ديگر روايات بسيارى كه سخن از نيكى و احسان و گذشت و عبادت و سخاوتمندى آن حضرت ، سخن گفته‌اند . مضمون همهء اين روايات تأكيد اين مطلب است كه دوست و دشمن و مورخين و محدثين خودى و بيگانه بر آنند كه او برترين مردم و سخاوتمندترين