و منافقان را نيز پس از پيروزى بر وى ، مورد عفو قرار داد همچنانكه همسرش هند دختر عتبة را نيز كه شكم حمزه را دريده و جگرش را درآورده و به دندان دريده بود و به مكه برده بود تا با ديدن آن آرامش پيدا كند ، مورد عفو قرار داد و حكم پدر مروان را نيز وقتى بر مكه چيره شد مورد عفو قرار داد و اين در حالى بود كه حضرت را مورد آزار و شكنجه قرار مىداد و همه گونه بىحرمتى بر وى روا مىداشت و پس از فتح مكه نيز كه ظاهرا اسلام آورد حضرت را مورد استهزا و ريشخند قرار مىداد و افترا بر وى روا مىداشت ولى پيامبر ( ص ) تنها با تبعيد او و فرزندش به طائف بسنده كرد همچنانكه همهء مشركان مكه و سركردگان آنان را و همهء كسانى را كه به او بىحرمتى كرده بودند آزاد و عفو كرد و سخن مشهورش را بر زبان راند كه : برويد همه شما آزاديد .
جدش امير المؤمنين نيز مروان را كه لشكريانى را براى جنگ با او در بصره فرماندهى كرده بود پس از پيروز شدن بر وى و اسير گشتن در دستان او ، مورد عفو قرار داد و با وجودى كه مىدانست به معاويه خواهد پيوست و در صفين و جاهاى ديگر بازهم به جنگ با او خواهد پرداخت ، رها كرد و پس از آنكه جاى پاى معاويه محكم شد و او را به عنوان كارگزار مدينه برگزيد ، امام حسن ( ع ) را مورد اذيت و آزار قرار مىداد و به خشمش مىآورد ، كشتار كربلا از جمله بهترين و خوشايندترين چيزى بود كه از آن ياد مىكرد ولى امام امير المؤمنين مىفرمود : اگر بر دشمنت پيروزى يافتى عفو و بخشش شيرينترين پيروزى است . بنابراين جاى شگفتى نيست كه امام زين العابدين آنهايى را كه آزارش رسانده بودند ، مورد عفو قرار داده باشد .
دهها مورد از عفو و بخشش و بزرگوارى او را راويان روايت كردهاند همچنانكه از كرم و نيكيهايش نيز سخنها گفتهاند همينكه حضرت احساس مىكرد كسى دينى بر عهده دارد و به سراغش مىرفت و ياريش را تقاضا مىكرد و دينش را ادا مىكرد .
هر كس كه در تنگنايى گرفتار بود نزد او مىرفت و گشايش كار خود را از ايشان مىديد به هر نيازمندى آن قدر مىداد كه او را از هر نيازى بىنياز مىكرد . روزى بر محمد بن اسامة بن زيد وارد شد او را ديد كه گريه مىكند . فرمود : چرا گريه مىكنى ؟
گفت : زيرا دينى به مبلغ پانزده هزار دينار بر عهدهام هست . امام فرمود : همه آن به طور كامل بر عهده من باشد و همان دم آن را ادا فرمود .
هرگاه سائلى نزد وى مىآمد مىفرمود : قدم آن كس كه روز قيامت توشهام مىسازد ، بر روى چشم . ايشان خوراكى نمىخوردند مگر آنكه به اندازه آن مىبخشيدند .
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 162
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص١٦٢