تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
شدند و ايشان از خدمتكار خواستند كه به شتاب ، كبابهايى را كه به سيخ كشيده و پخته شده بود بياورد سيخ كبابى از دست او كه با عجله به اين كار اقدام مىكرد روى سر كودكى از وى افتاد و او را كشت خدمتكار مضطرب و هراسان شد وقتى امام در آن حالت نگاهش به او افتاد فرمود : تو كه در اين كار تعمد نداشتى حال برو كه براى رضاى خدا آزادى . راويان مىافزايند كه امام خدمتكارى داشت كه در كشتزار برايش كار مىكرد و بسيارى از محصول را از ميان برد امام خشمگين شد و با تازيانه‌اى كه در دست داشت او را زد وقتى به منزل بازگشت خدمتكار را احضار كرد خدمتكار هراسان نزد ايشان آمد و ايشان را لخت و تازيانه بدست ديد ، او ترسيده بود و حس كرد كه امام مىخواهد مجازاتش كند ولى امام به وى فرمود : من با تو برخوردى داشتم كه مانند آن از من سر نزده بود اين كار من اشتباه و لغزشى بود كه از من سر زد حال اين تازيانه را بگير و با من معامله به مثل كن و قصاص خود را بگير . گفت : مولاى من به خدا سوگند كه گمان بردم تو مىخواهى مجازاتم كنى و من مستحق مجازات هستم حال چگونه از تو قصاص گيرم ؟ فرمود : حال بشتاب و قصاص كن . گفت : معاذ اللّه هرگز چنين كارى نمىكنم . وقتى خدمتكار از اين كار امتناع ورزيد امام ( ع ) به او فرمود : حال كه از اين كار خوددارى مىكنى ، كشتزار از آن تست . و در روايت واقدى آمده است كه هشام بن اسماعيل بن هشام بن وليد مخزومى از سوى عبد الملك بن مروان ، كارگزار مدينه بود كه به امام بىحرمتى مىكرد و به تعبير راوى ايشان را اذيت و آزار بسيار مىرساند ، وقتى عبد الملك وفات يافت وليد بن عبد الملك او را بر كنار ساخت و در اختيار مردمش گذارد تا از او قصاص گيرند . گفت : به خدا كه من از هيچ كس نمىترسم مگر امام زين العابدين . امام بر او گذشت و سلامش گفت و به نزديكانش دستور داد كه كسى به وى صدمه‌اى وارد نياورد و برايش نامه‌اى نوشتند كه : اگر نياز به پولى دارى نزد ما آن قدر كه نيازت را بر طرف سازد وجود دارد تو از ما و هر كس كه فرمانمان مىبرد راضى باش . هشام بن اسماعيل در پاسخش گفت : خداوند خوب مىداند كه رسالتش را در كجا قرار دهد . و در روايت « الطبقات الكبرى » نوشته ابن سعد آمده كه عبد اللّه بن على بن الحسين ( ع ) گفت : وقتى وليد بن عبد الملك هشام بن اسماعيل را از كارگزارى مدينه بر كنار ساخت
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 160 | هاشم معروف الحسني / محمد مقدس