تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
مسلمانى نمىتواند او را نشناسد او على بن الحسين بن على بن ابى طالب بود ؛ گفتم : مادرش كه بود ؟ گفت : زن جوانى . گفتم : عمو ولى وقتى دانستى كه مادرم زن جوانى است مثل اينكه ارزشم نزد تو كاهش يافت . و در « محاضرات » راغب اصفهانى و مناقب ابن جوزى آمده كه عمر بن عبد العزيز كه امام زين العابدين تازه از مجلسش برخاسته بود به اطرافيانش گفت : چه كسى از همه بزرگوارتر و شرافتمندتر است ؟ يكى از فرصت طلبها و بادمجان دور قاب‌چينهايى كه حضور داشت گفت : شما اى امير المؤمنين . گفت : خير ، بزرگوارترين مردم همان كسى است كه به تازگى اينجا را ترك گفت و كسى است كه همهء مردم مىخواهند از او باشند ولى او خوش ندارد از كسى باشد . و شيخ صدوق با سندى كه به سفيان بن عيينه مىرسد روايت كرده است كه گفته : به محمد بن شهاب زهرى گفتم : آيا على بن الحسين را ملاقات كرده‌اى ؟ گفت : آرى و هرگز كسى برتر از او را ملاقات نكرده‌ام و به خدا سوگند كه من دوستى در خفا و دشمنى آشكار براى او نمىشناسم ، به او گفتم چگونه اين سخن را مىگويى ؟ گفت : زيرا هر كس را ديده‌ام اگر چه دوستش داشته باشد ولى پيش خود از شدت آشنايى به فضل و معرفتى كه دارد ، به ايشان حسادت مىورزد و هر كسى هم كه كينه‌اش را به دل داشت به خاطر بسيارى مدارايى كه داشت ، مدارايش مىكرد . و مفيد در ارشادش مىگويد : فقها آن قدر در علوم مختلف از وى روايت كرده‌اند كه به شمار نمىآيد و آن قدر موعظه و دعا و فضايل قرآن و احكام حلال و حرام آن قدر نقل شده كه ميان علما مشهور است و ادامه مىدهد : عبد اللّه بن الحسن بن امام حسن ( ع ) گفته است : مادرم ، فاطمه دختر امام حسين ( ع ) بود من هر بار كه با او نشستم بهره‌اى از وى برگرفتم اين بهره يا به صورت ترس از خدا بود كه به قلبم راه يافته و يا به شكل دانشى بود كه از او بهره‌ور شده‌ام . مورخين متفق القولند كه ايشان يكسر به عبادت و علم و تدريس پرداختند زيرا در اين كار غذاى قلب خود و آرامش جانش را مىيافت . او دانشمندان را اعم از اينكه در ميان مردم از ارج و اعتبارى برخوردار بود يا نبود و تنها به صرف اينكه مردم از دانش او بهره‌مند مىشدند ، ارجشان مىنهاد و اگر وارد مسجد مىشد همهء حاضران را رد مىكرد و در كنار زيد بن اسلم مىنشست نافع بن جبير سرزنش كنان به ايشان گفت : خدايت بر تو رحمت كند تو سرور مردم هستى ولى از همهء خلق اللّه
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 158 | هاشم معروف الحسني / محمد مقدس