شمهاى از اخلاق و ويژگيهاى انسانى امام زين العابدين ( ع )
فاجعهء به شهادت رساندن پدر ، برادران و عموزادگانش كه او با وجود رنجى كه از بيمارى مىبرد به چشم خود ديد و درد و تلخى آن را چشيد بيش از آن عميق بود كه از آن پس به دنبال قدرت باشد يا به مردم اعتماد كند يا كمترين دخالتى در مسائل سياسى داشته باشد و در عوض بيشتر به فعاليتهاى معنوى امامت همچون عبادت و نشر احكام و اخلاق و دستگيرى مستمندان و بيچارگان و از اين گونه فعاليتهايى كه بدانها روى آورد ، پرداخت و در اين راه و به دور از سياست و سياستمداران ، همه گونه از خودگذشتگى ، نشان داد و مدرسهء فقه و حديثى را كه بسيارى از تابعين و مواليان را در خود جاى داشت ، تأسيس كرد ؛ شيخ طوسى در « رجال » خود و ديگر مؤلفين رجال ، تعداد بيش از صد و شصت تن از تابعين و مواليان را كه از سرچشمهء ناب دانش او سيراب شدهاند و در موضوعهاى گوناگون از ايشان روايت كردهاند و از جملهء آنان سعيد بن المسيب و ابن جبير و جبير بن مطعم و القاسم بن محمد بن ابى بكر و جابر بن عبد اللّه انصارى و يحيى بن ام الطويل و امثال اين طبقه از تابعين را نام بردهاند .
و در طبقات ابن سعد آمده كه على بن الحسين ( امام زين العابدين ( ع ) ) فردى ثقه و امين و كثير الحديث و عالى و والامقام و بسيار پرهيزگار بود و المبرد در الكامل مىگويد : يكى از قريش گفته است : من همنشين سعيد بن المسيب بودم ، روزى به من گفت : دايىهايت كيستند ؟ گفتم : مادرم زن جوانى است مثل اينكه با اين سخن از ارزش من نزد او كاسته شد مهلتى از وى خواستم امام زين العابدين ( ع ) سر رسيد سلامش گفت و سپس رفت . گفتم : عمو او چه كسى بود ؟ گفت : او كسى بود كه هيچ