پياپى عليه امويها ، شكل گرفت و خون حسين براى اين حركتهاى انقلابى ، از هر سلاحى ، برّاتر گرديد عباسيها و فاطميها نيز همين پرچم را برافراشتند و تمامى آنها كه چشم طمع به قدرت دوخته بودند نيز پشت همين شعار و پرچم ، خود را پنهان ساختند و حتى عبد اللّه بن زبير ، دشمن شناخته شده و سرسخت على و خاندان على نيز از آن به سود خود ، بهره گرفت .
به نظر من ( نويسنده ) در كنار دميدن خونى تازه در كالبد اسلام و رسواسازى توطئههاى امويها و بيدار ساختن مسلمانان ، دشمنان على ( ع ) از اهل شام و خيانتكاران به وى از اهل عراق را به يكسان محكوم ساخت چرا كه مىرفت تا هدف از جنگهاى على و محتواى صلح امام حسن لگدمال توطئه دشمنان و خيانت خيانتپيشگان و گمراهسازى تودهها از سوى معاويه با شيوههاى شناخته شده خود ، گردد ولى وقتى امام حسين كشته شد و بنى اميه سر مبارك آن حضرت و زنان اسيرش را در شهرها ، گرداندند براى بيشتر مسلمانان روشن شد كه نبرد و كارزار ميان علويها و امويها در واقع ارائه همان نبرد و كارزارى است كه ميان محمد بن عبد اللّه ( ص ) از يك سو و ابو سفيان بن حرب و همهء هم مسلكان او از قريش و مشركان از سوى ديگر جريان داشته است .
خلاصه اينكه نهضت و قيام امام حسين ( ع ) ، برنامهاى كاملا حساب شده بود زيرا اگر او تن به توصيههاى كسانى كه وى را از بيرون آمدن و اقدام كردن سفارش مىكردند داده بود حكومت يزيد را مشروعيت بخشيده بود و اگر براى جلب ياران و پيروان بيشتر به يمن يا شهرهاى ديگر مىرفت جنگ ميان او و امويها بدرازا مىكشيد و متهم به ايجاد فتنه و نفاقافكنى مىشد و عدالت و حقانيت راهش ، خدشهدار مىشد او تنها خانواده و زنانش را به همراه برد تا به دنيا نشان دهد بنى اميه چگونه بىهيچ توجيه مذهبى و با زير پا گذاردن همه گونه مسائل انسانى با وى رفتار مىكنند تا با وجود شاهدانى چون زنان به اسارت بردهاش ، راهى را كه در پيش گرفت و پيمود با ريخته شدن خونش در صحراى كربلا ، به فراموشى سپرده نشود و بدون شاهد نماند و آنها تمامى آنچه را كه ميان او و دشمنانش جريان يافت ، شهادت دهند .
دكتر بنت الشاطى ، در كتاب خود قهرمان كربلا مىنويسد : زينب خواهر امام حسين ، لذت پيروزى را بر ابن زياد و بنى اميه ، تبديل به زهر كرد و قطرههايى از زهرهاى كشنده در جام پيروزمندان نبرد كربلا ، ريخت و باعث و بانى همهء حركتهاى بعدى از جمله قيام مختار و عبد اللّه بن زبير و سقوط حكومت اموى و تشكيل حكومت عباسى و
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 103
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص١٠٣