برگزيده است .
و هنگامى كه مىخواست از مردم حجاز براى پسرش يزيد بيعت بگيرد اعلام كرد كه برگزيدن يزيد به خلافت و در واقع جانشينى خويش ، از جمله قضاى الهى است كه گريزى از آن نيست و بندگان خدا بايد كه به آن تن دهند همچنانكه او در هر مناسبتى سعى مىكرد اين چنين در اذهان مسلمانان تلقين كند كه هر آنچه كه خليفه انجام مىدهد حتى اگر معصيت خداى باشد در شمار مقدرات محتومى است كه مردم بايد آن را بپذيرند تا بدين گونه تخم يأس و زبونى را در دلها بيفشاند و در برابر حاكمين على رغم درافتادن آنها در منكرات و ستم و تجاوز و زشتيها ، سر تسليم فرود آورند تا ديگر درازاى كثافت كارى خود در برابر افكار عمومى مسئول تلقى نشوند زيرا وقتى كارهايشان در شمار مقدرات الهى باشد ديگر دليلى بر محكوم ساختن آنها و اعطاى صفت سركشى عليه احكام الهى ، وجود نخواهد داشت .
پسرش يزيد از او هم بدتر بود و آنگونه كه عبد اللّه بن حنظلة كه پدرش به غسيل - الملائكه شهرت يافته بود ، او را توصيف مىكند از نظر نيت و اعتقاد ، از وى پليدتر بود آنچنان كه راويان از عبد اللّه بن حنظلة نقل مىكنند او دربارهاش گفته است : به خدا سوگند در برابر يزيد قيام نكرديم تا جايى كه ترسيديم از آسمان بر ما سنگ فرود آيد او كسى است كه با مادران و دختران و خواهران همخوابگى مىكند و مىگسارى مىكند و آشكارا ترك نماز و روزه مىگويد و به خدا سوگند اگر كسى از مردم با من نبود به درگاه الهى ، نفرينش مىكردم تا از آسمان ، بلايى بر وى نازل شود .
معتقدان امام حسين ( ع ) بنا به عادتى كه در تحليل شورشهاى نظامى به هنگام ناكام ماندن و عدم نيل به مقصود دارند قيام نظامى وى از آن جهت كه زمينه قيام بايد فراهم باشد و شرايط لازم پديد آيد ، بررسى كردهاند و لذا آن را به عنوان ماجراجويى به منظور دستيابى به قدرت و اقدام در اين زمينه بىآنكه آمادگيهاى لازم فراهم آمده باشد ، ارزيابى مىكنند حال آنكه اگر اندك دقتى در انديشهء خود كنند و بيطرفى پيشه كنند او را در اين زمره تلقى نمىكردند و متوجه مىشدند كه اقدامهاى او ناشى از اين واقعيت بود كه او خود را به عنوان مسئول اسلام و فرزند صاحب اين رسالت كه چشمها از هر سوى به وى دوخته شده و سرنوشت اسلام در آن دوران سخت از تاريخ به برخورد او گره خورده است ، مىديد و اقدامات خويش را با اين واقعيت ، منسجم و هماهنگ كرده بود .
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 101
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص١٠١