زير بار تسليم و ذلت نرفت و پيروزى آنى را نپسنديد لذا همراه خانواده و خويشانش به قيامى برخاست كه پيروزى بلند مدت را پس از مرگش نصيب خود ساخت و بدان چيزى را زنده و جاودان ساخت كه بدون چنين شهادتى ، در واقع مرده بود .
دكتر احمد صبحى مىگويد : با همهء اينها نمىتوان گفت كه قيام او جنبهء خودكشى داشته و به عنوان كسى كه خود را به تهلكه انداخته است بايد ارزيابى كرد . او همه گونه بهانهاى را از دشمنانش گرفت و هنگامى كه شرايط خود را با آنها مطرح ساخت و خود و همراهانش كه شامل زنان و كودكان نيز مىشد تحمل تشنگى كرد و آنگاه كه آغازگر جنگشان نبود و آن زمان كه پيش از آغاز نبرد به سخنرانى در برابر ايشان ايستاد و پرسيد كه براى چه او را مىكشند او كه كارى به آنها نكرده بود مالى از آنها غصب نكرده بود و ترديدى در اينكه او فرزند دختر پيامبرشان هست نيز ندارند و علاوه بر همهء اينها نامههايشان را نشانشان داد كه او را به قيام فرا مىخواندند ، كمترين بهانهاى براى توجيه كشتن وى از سوى آنها باقى نگذارد .
چنين بود كه حركت سياسى و عقيدتى امام حسين پرده از انگيزههايى كه نمىتوانست به هنگام مخالفت با مشاوران و اندرز دهانش بازگويد ، برگرفت به علاوه و از اين نقطه نظر كه بيعت با يزيد متضمن خطرات مهيبى بود كه نه تقيه و نه هيچ بهانه و عذر ديگرى توجيهش نمىكرد ، ناگزير از قيام عليه وى بود و توانست با اين حركت خود تيشه را متوجه ويرانسازى دولت بنى اميه گرداند و مجراى تاريخى را كه بنى اميه در صدد بودند با دست خود آن را بسازند ، تغيير دهد .
در الاستيعاب عبد الرحمن بن البر به نقل از حسن بصرى آمده است كه نظير آنهايى كه همراه امام حسين و اهل بيت او به شهادت رسيدند در روى زمين هرگز ديده نشده است .
و در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد نيز آمده كه به فردى كه همراه عمر بن سعد شاهد نبرد كربلا بود گفته شد : خدا شما را لعنت كند كه خاندان رسول خدا ( ص ) را به قتل رسانديد ، مىگويد از شدت خشم برافروختم و گفتم : تو نيز اگر آنچه را كه ما ديديم مىديدى همان كارى را كه كرديم مىكردى ، گروهى چون شير غران كه شمشير بدست گرفته و چپ و راست اسبها را درمىنورديدند و خود را به آب و آتش مىزدند و هيچ چيز جلودارشان نبود و امان نمىپذيرفتند و مال و ثروتى نمىخواستند و براى رسيدن به منظور خود از هيچ چيز باك نداشتند ، بر ما يورش آوردند و اگر ما اقدامى نمىكرديم مىرفتند كه تمامى لشكريان را از پاى درآورند و تو مادر بخطا مىگويى چرا اين كار را
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 105
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص١٠٥