تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
اين شخص كيست ؟ فاطمه ( س ) گفت : نه اى رسول خدا . پيامبر ( ص ) فرمود : « او كسى است كه جمعيتها را پراكنده مىكند ، و لذّتها را درهم مىشكند ، اين فرشتهء مرگ است و به خدا سوگند پيش از من از كسى اجازه نگرفته و پس از من هم از احدى اجازه نخواهد گرفت ، به جهت مقام ارجمند من در پيشگاه خدا از من اجازه خواست ، به او اجازه بده » . فاطمه ( س ) فرمود : داخل شو خدا ترا بيامرزد . عزرائيل مانند نسيم آرام و خوش نواز ، وارد گرديد و گفت : سلام بر خاندان رسول خدا ( ص ) باد ( السّلام على اهل بيت رسول اللّه ) . پس آنگاه پيامبر ( ص ) به على ( ع ) وصيت فرمود كه در دنيا صبر و تحمل كند ، و فاطمه ( س ) را حفظ نمايد و قرآن را جمع آورى و تنظيم كند ، و دين او را ادا نمايد و غسل جنازه‌اش را انجام دهد ، و در اطراف قبرش ديوارى بنا كند ، و حسن و حسين ( ع ) را نگهدارى فرمايد .

رويدادهاى ديگر ، هنگام رحلت پيامبر ( ص )

1 - ابو رافع غلام رسولخدا ( ص ) روايت مىكند : پيامبر ( ص ) در آخرين روز عمرش از حال رفت ، من پاهاى او را مىبوسيدم و گريه مىكردم و مىگفتم : اى رسول خدا ! پس از تو من و فرزندانم چه كسى را خواهيم داشت ؟ آنحضرت به هوش آمد و سرش را بلند كرد و فرمود : « بعد از من خدا و وصىّ من كه شايسته‌ترين مؤمنان است براى تو خواهد بود » . 2 - جابر انصارى مىگويد : فاطمه ( س ) نزد پيامبر ( ص ) آمد و مىگفت : وا كرباه لكربك يا ابتاه . : « آه ! چقدر از اندوه تو ، اندوهگينم اى پدر بزرگوار » . پيامبر ( ص ) فرمود : اى فاطمه جانم ، از امروز غم و اندوه براى پدرت نخواهد