و مدّتى طولانى با او راز گفت تا آنكه روح از بدن شريفش پرواز نمود ، آنگاه امير مؤمنان ( ع ) از زير جامهها به آرامى بيرون آمد و فرمود :
اعظم اللّه اجوركم فى نبيّكم . . .
: « خداوند شما را در سوگ پيامبرتان اجر عظيم عطا كند ، چرا كه خداوند او را نزد خود برد » .
تا على ( ع ) اين سخن را گفت ، صداى گريه و ضجّه از خانه برخاست .
6 - مرحوم شيخ طبرسى و ديگران روايتى نقل كردهاند كه خلاصهاش اين است : رسول خدا ( ص ) به عزرائيل گفت : آنچه مأمور هستى انجام بده ، جبرئيل گفت : « اى محمّد ! اين آخرين بارى است كه من به زمين آمدم ، زيرا مقصود من از دنيا تو بودى » .
رسول خدا ( ص ) فرمود : اى حبيب من جبرئيل نزديك من بيا ، جبرئيل نزديك آمد ، در هنگام قبض روح پيامبر ( ص ) ، جبرئيل در طرف راست ، و ميكائيل در طرف چپ ، و فرشتهء مرگ مشغول قبض روح او بود ، آنگاه رسول خدا ( ص ) از دنيا رفت ، و دست امير مؤمنان على ( ع ) در زير گلوى آنحضرت بود ، و جان شريف پيامبر ( ص ) از ميان دست على ( ع ) بيرون رفت ، على ( ع ) دست خود را بلند نمود و به روى خود كشيد ، و سپس روى رسولخدا ( ص ) را به سوى قبله نمود ، و ديدگان او را بست ، و جامه بر رويش كشيد ، و آمادهء انجام امور مربوط به غسل و كفن آنحضرت گرديد .
روايت كننده گويد : در اين هنگام فاطمه ( س ) صيحه زد و مسلمين هم صيحه زدند و خاك بر سر مىريختند ، و شيخ طوسى در تهذيب مىگويد : پيامبر ( ص ) روز دوشنبه ، دو شب قبل از پايان ماه صفر در سال يازدهم هجرت مسموم از دنيا رفت .
و در كتاب مناقب آمده : بين ورود رسول خدا ( ص ) به مدينه و وفات آنحضرت ، ده سال فاصله بوده است ، و او قبل از غروب آفتاب در سن 63 سالگى از دنيا رحلت نمود .
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 322
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٣٢٢