سپس رسولخدا ( ص ) ، فاطمه و حسن و حسين ( ع ) را به حضور طلبيد و مطالب وصيتنامه را همانگونه كه به اطّلاع على ( ع ) رسانده بود به اطّلاع آنها رسانيد .
آنها نيز همچون على ( ع ) آن را پذيرفتند ، و وصيّتنامه ، با مهرهائى طلائى كه آتش به آن نرسيده ، مهمور شد ، و به امير مؤمنان على ( ع ) داده شد .
سفارش پيامبر ( ص ) در مورد فاطمه ( س )
عيسى ضرير از امام كاظم ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : به پدرم گفتم پس از رفتن فرشتگان از حضور پيامبر ( ص ) چه اتّفاقى رخ داد ؟
فرمود : پيامبر ( ص ) در اين هنگام على و فاطمه و حسن و حسين ( ع ) را طلبيد ، و به حاضران فرمود : از خانه بيرون برويد ، و به امّ سلمه فرمود : كنار در بايست و نگذار كسى نزديك بيايد ، امّ سلمه دستور آنحضرت را انجام داد .
در اين هنگام پيامبر ( ص ) به على ( ع ) فرمود : نزديك من بيا ، على ( ع ) نزديك شد ، پيامبر ( ص ) دست فاطمه ( س ) را گرفت و مدّت طولانى بر سينهاش گذارد و با دست ديگرش دست على ( ع ) را گرفت ، وقتى كه مىخواست سخن بگويد ، گريه او را فرا گرفت بطورى كه نمىتوانست سخن بگويد ، فاطمه ( س ) گريهء سختى كرد ، على ( ع ) و حسن و حسين ( ع ) نيز از گريهء رسول خدا ( ص ) به گريه افتادند .
فاطمه ( س ) عرض كرد : اى رسول خدا ! با گريهات قلبم را گسيختى ، و جگرم را سوزاندى اى سرور پيامبران نخستين و متأخرّين ، و اى امين و رسول و حبيب و پيامبر خدا ، بعد از تو فرزندت در برابر مصيبت فراق تو و بىحرمتى مردم چه كند ؟
و برادر و ياور دين ، على ( ع ) چه كند ؟
سپس فاطمه ( س ) گريست و به صورت رسولخدا ( ص ) افتاد و صورت آنحضرت را بوسيد ، و على ( ع ) و حسن و حسين ( ع ) نيز خود را به روى پيامبر ( ص ) افكندند ، پيامبر ( ص ) در حالى كه دست فاطمه در دستش بود ، سرش را بلند كرد و دست فاطمه ( س ) را بر دست على ( ع ) گذارد و به على ( ع ) چنين فرمود :