تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
« اى ابو الحسن ! اين ( فاطمه ) امانت خدا و رسولش محمد ( ص ) در نزد تو است ، حق خدا و امر مرا در مورد فاطمه ( س ) رعايت و حفظ كن ، كه چنين خواهى كرد ، اى على ! سوگند به خدا اين ( فاطمه ) سرور زنان بهشت از پيشينيان و آيندگان است ، سوگند به خدا اين همان مريم كبرى است ، سوگند به خدا همواره آنچه خواستم از خدا براى فاطمه ( س ) و شما درخواست نمودم ، و خداوند خواسته‌هايم را اجابت كرد ، اى على ! آنچه را در شأن فاطمه ( س ) سفارش كردم انجام بده ، من امورى را به فاطمه ( س ) امر كردم كه جبرئيل به آن امر كرده بود ، بدان اى على ! من راضى هستم از آن كسى كه دخترم فاطمه ( س ) از او راضى است و همچنين پروردگارم و فرشتگان او راضيند . اى على ! واى بر كسى كه به فاطمه ( س ) ستم كند ، واى بر كسى كه حق فاطمه ( س ) را بربايد ، واى بر كسى كه احترام او را هتك نمايد و در خانه‌اش را بسوزاند ، واى بر كسى كه خليل او ( على عليه السّلام ) را بيازارد ، و واى بر كسى كه او را به زحمت اندازد و با او ستيز كند ، خدايا من از چنين افرادى بيزارم و آنها از من بيزار هستند » .

ورود جبرئيل و عزرائيل به حضور رسولخدا ( ص )

امام سجّاد ( ع ) فرمود : از پدرم شنيدم فرمود : سه روز قبل از رحلت پيامبر ( ص ) جبرئيل به حضورش آمد و عرض كرد : « اى احمد ! خداوند مرا بخاطر تجليل از مقام تو به حضورت فرستاده است ، بخصوص در مورد اينكه از امورى كه از تو آگاهتر به آن است بپرسد ، مىفرمايد : خود را چگونه مىيابى ؟ » . پيامبر ( ص ) فرمود : « اى جبرئيل ، خود را غمگين و محزون مىيابم » . وقتى كه روز سوّم ( روز رحلت ) شد ، جبرئيل و عزرائيل همراه يكى از فرشتگان بنام اسماعيل با هفتاد هزار فرشته ، از آسمان فرود آمدند ، جبرئيل در پيشاپيش آنها به رسولخدا ( ص ) عرض كرد : « اى احمد ! خداوند براى تجليل از