حسن و حسين ( ع ) را نزد من بياور .
بلال رفت و آنها را آورد ، آنحضرت آن دو را به سينهاش چسبانيد و آنها را مىبوئيد .
على ( ع ) مىگويد : گمان كردم كه آنها موجب اندوه پيامبر ( ص ) مىشوند ، برخاستم آنها را كنار ببرم ، فرمود : اى على ! آنها را به خودشان واگذار تا مرا ببويند و من آنها را ببويم ، و آنها توشهء خود را از من برگيرند و من توشهام را از آنها برگيرم ، آنها به زودى بعد از من دستخوش گرفتاريهاى عظيم ( از دست منافقان ) خواهند شد ، خداوند لعنت كند آنكس را كه حق آنها را تباه سازد ، خدايا من اين دو و مؤمنان صالح را به تو مىسپارم .
وصيّتهاى ديگر پيامبر ( ص )
در كتاب كشف الغمّه نقل شده : ام سلمه ( يكى از همسران پيامبر ) گفت : از رسول خدا ( ص ) شنيدم در اطاقى كه اصحابش جمع بودند فرمود : اى مردم ! نزديك است كه از اين دنيا رخت بركنم و بروم ، اكنون قبل از رفتن براى اتمام حجّت به شما مىگويم ، آگاه باشيد ، من در ميان شما كتاب خدا و عترت خودم كه همان اهلبيتم هستند را به جانشينى از خود مىگذارم .
سپس دست على ( ع ) را گرفت و بلند كرد و فرمود :
هذا علىّ مع القرآن و القرآن مع علىّ ، خليفتان نصيران لا يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض فاسألهما ماذا خلّفتم فيهما .
: « اين على ( ع ) با قرآن است و قرآن با على ( ع ) است ، على و قرآن دو جانشينان و ياوران من هستند ، از همديگر جدا نگردند تا در بهشت در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند ، از آنها مىپرسم كه آنها را چگونه جانشين من قرار داديد ؟ » .
و در كتاب الطّرف به نقل سيّد بن طاووس از امام موسى بن جعفر ( ع ) و او از پدرانش و آنها از حضرت على ( ع ) مطلبى نقل كردهاند كه خلاصهاش اين است :