ملاقات ابن عباس با پيامبر ( ص ) و گفتار آنحضرت به او
عبد اللّه بن عباس اجازهء حضور طلبيد ، پيامبر ( ص ) اجازه داد ، ابن عباس كنار بستر آنحضرت آمد و عرض كرد : پدر و مادرم بفدايت اى رسول خدا ، آخر عمرت نزديك شده است ؟
پيامبر ( ص ) فرمود : آرى اى پسر عباس .
ابن عباس عرض كرد : چه كسى را امير من قرار مىدهى تا از او پيروى كنم ؟
پيامبر ( ص ) فرمود : اى پسر عباس ! با كسانى كه با على ( ع ) مخالفت مىكنند مخالفت كن و يار و دوست آنها نباش .
ابن عباس عرض كرد : اى رسولخدا چرا مردم را به مخالفت نكردن با على ( ع ) فرمان نمىدهى ؟
پيامبر ( ص ) سخت گريه كرد بطورى كه بىهوش شد ، هنگامى كه به هوش آمد فرمود : اى پسر عباس ! دربارهء آنها قلم تقدير سبقت گرفته ( و آنها گوئى در راه انحراف افتادهاند و بر نمىگردند ) سوگند به خداوندى كه مرا به پيامبرى مبعوث نمود هر كس با على ( ع ) مخالفت كند و با اين حال از دنيا برود ، قطعا خداوند نعمتهايش را از او سلب مىكند .
اى پسر عباس ! هرگاه خواستى با خدا ملاقات كنى در حالى كه او از تو خشنود باشد ، به راه على ( ع ) برو و هر جا او مايل شد تو نيز به آنجا مايل باش ، و امامت او را بپذير و به آن خشنود باش ، با دوستان او دوستى و با دشمنانش دشمنى كن .
اى پسر عباس ! مراقب باش كه مبادا در شأن على ( ع ) شكّى در دلت راه يابد ، چرا كه شك دربارهء على ( ع ) كفر به خداوند است .