با پيوستن گروهها و . . . به ده هزار نفر بالغ شدند و به حركت خود ادامه دادند تا كنار احد نزديك مدينه رسيدند .
پيامبر و مسلمين كه در حدود سه هزار نفر بودند از خانهها بيرون آمده و در قسمتى از اين سوى خندق موضع گرفتند ، و زنها و كودكان را در ساختمانهاى بلند جاى دادند .
در اين موقعيّت خطير ، حىّ بن اخطب يكى از سرداران يهود مدينه نزد كعب بن اسيد رهبر قبيلهء يهود بنى قريظه رفت ، و با اينكه پيمان صلح و همكارى با پيامبر ( ص ) داشت ، پيمان شكنى كرد ، و حتّى كعب را نيز وادار به پيمان شكنى كرد ، و رسما پيمان خود را شكستند و به دشمن كمك كردند ، اينجا بود كه خوف و وحشت از هر سو ، از بالا و پائين و از درون مسلمين توسط منافقين ، مسلمانان را احاطه كرد . « 1 »
كوتاه سخن آنكه : پيامبر و سپاه اسلام در يكسوى خندق ، و مشركان و احزاب از سوى ديگر ، بيست و چند روز و نزديك يك ماه ماندند و تنها بينشان تير اندازى مىشد .
امّا مسلمين ، در محاصرهء شديد قرار گرفته بودند ، پيامبر ( ص ) دريافت كه قلوب اكثر مسلمين بر اثر محاصرهء شديد و طولانى ، سست و ضعيف شده و روحيهء آنها پائين آمده است ، براى عيينة بن حصين و حارث بن عوف دو رهبر قبيلهء غطفان پيام فرستاد و آنها را به صلح و ترك جنگ دعوت كرد كه در مقابل ، هر ساله يكسوّم ميوه شهر مدينه را در اختيار آن دو نفر بگذارد .
امّا در اين مورد پيامبر ( ص ) با سعد بن معاذ و سعد بن عباده مشورت كرد ، آنها گفتند : اگر خداوند امر تازهاى به شما نكرده ، ما جز با شمشير با دشمن روبرو نمىشويم ، تا خداوند بين ما و آنها حكم كند ، رسول خدا ( ص ) از تاكتيك صلح ،
هامش
( 1 ) چنان كه در آيهء 10 سورهء احزاب به اين موضوع اشاره شده است . ( مترجم ) .