اشعار ازرى
و در اين باره شيخ ازرى چه نيكو سروده آنجا كه گويد :
ذاك يوم جبريل انشد فيه * مدحا ذو العلى له انشأها
لا فتى فى الوجود الّا علىّ * ذاك شخص بمثله اللّه باها
ما حوى الخافقان انس و جنّ * قصبات السّبق الّتى قد حواها
لا ترم وصفه فقيه معان * لم يصفها الّا الّذى سوّاها
: « روز احد روزى است كه جبرئيل مدحى را كه خداوند آن را نموده ، ابلاغ كرده و آن اين است : در تمام هستى ، جوانمردى همچون على ( ع ) نيست ، على ( ع ) كسى است كه خدا به مانند او مباهات مىكند ، در ميان همه انس و جن كسى نيست كه مدارج كمال و مقامات عالى را همچون على ( ع ) بپيمايد ، و هيچ فرد آگاه و هوشمندى را ياراى توصيف على ( ع ) نيست و جز خداوند كه او را موزون آفريده نمىتواند او را به طور كامل تمجيد نمايد » .
توطئهء هند جگر خوار ، و شهادت حمزه ( ع )
هند دختر عتبه ( مادر معاويه كه در جنگ بدر ، پدر و عمو و برادرش كشته شده بودند و كينهء مسلمين را در دل داشت ) در وسط سپاه دشمن ، دشمنان را بر ضدّ مسلمين تحريك مىكرد ، و هرگاه مردى از قريش از ميدان فرار مىكرد ، هند سرمه دان و ميل سرمه را به او مىداد و مىگفت : تو زن هستى و به چشم خود سرمه بكش .
حضرت حمزه عموى پيامبر ( ص ) بر دشمن حمله مىكرد ، وقتى كه دشمن او را مىديد پا به فرار مىگذاشت ، و هيچكس در برابر او ايستادگى نمىنمود .
هند به وحشى غلام جبير بن مطعم گفت : اگر محمد و على و حمزه ( عليهم السلام ) را بكشى هر قدر مال دنيا بخواهى به تو جايزه مىدهم تا خشنود گردى .