مورّخ معروف ، واقدى گويد : جنگ احد در روز شنبه روز 17 شوال واقع شد .
[ مشركان پنجهزار نفر مجهّز بودند كه براى جنگ با مسلمين تا كنار كوه احد آمده بودند ] .
رسول اكرم ( ص ) صفهاى مسلمين را آماده و مجهّز نمود و در ميان آنها ايستاد و خطبهاى خواند ، در آغاز آن فرمود :
« اى مردم ! شما را توصيه مىكنم به آنچه كه خداوند در قرآنش مرا به آن سفارش فرموده است ، و آن عمل به دستورات خدا و پرهيز از گناهان است . . . » .
طلحة بن ابى طلحه ( پرچمدار دشمن ) به ميدان تاخت و با فريادهاى خود ، مبارز مىطلبيد ، رسولخدا ( ص ) در زير پرچم ، نشسته بود ، دو زره در تن كرد و يك زره زير كلاه خود و كلا خود بر سر نهاد .
امير مؤمنان على ( ع ) براى سركوبى طلحه به ميدان تاخت ، و چنان ضربتى بر سر او وارد ساخت كه سرش را دو نيم كرد و بريدگى آن تا به ريش او رسيد ، و او بر زمين افتاد و على ( ع ) به پايگاه خود بازگشت .
شخصى از حضرت على ( ع ) پرسيد : « چرا وقتى ضربت بر طلحه زدى ، او را رها كردى و نكشتى ؟ » .
آنحضرت در پاسخ فرمود : « وقتى كه طلحه بر زمين افتاد عورت خود را مكشوف نمود ، همين موضوع حسّ ترحّم مرا به جوش آورد ، و او را رها ساختم ولى مىدانم خداوند او را به زودى خواهد كشت » .
طلحة بن ابى طلحه از نظر شجاعت و دلاورى به عنوان « كبش الكتيبه » ( قوچ گروه بهم پيوسته لشگر ) خوانده مىشد .
رسولخدا ( ص ) از خبر كشته شدن او ، شادمان شد ، و تكبير بلند گفت ، و همهء مسلمين به پيروى از او تكبير گفتند . . . مىگويند : هيچگاه خداوند پيامبر و اصحابش را مانند جنگ احد ( در قسمت آغاز جنگ ) پيروز نكرد ، تمام پرچمداران دشمن ( كه نه پرچمدار بودند ) بدست على ( ع ) به هلاكت رسيدند ، مشركان و زنهايشان
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 207
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٠٧