1 - براى ردع و زجر به كار رفته است ، زجر كسانى كه كافرند ، و طمع رفتن به بهشت دارند اگر در كفر باقى بمانند ، و با آن از دنيا بروند .
2 - براى نفى به كار رفته است ، و مراد نفى به جا نبودن است . يعنى سزاوار نيست اين گونه افراد به داخل شدن به بهشت طمع كنند ، مادام كه ايمان نياوردهاند ، و انجام كارهاى خير را به عهده نكشيدهاند ، ايمان و عملى كه به آنها اهليت ورود به بهشت مىبخشد .
و بعيد است كه به معنى « الا » باشد زيرا مقام مناسب نيست مگر با دو معناى اول . و به معنى « حقّا » نيز نمىتواند باشد با توجه به كسره ، « انا » چنان كه قبلا يادآورى شد . و وقف در « كلا » وقف كافى است زيرا جمله : انا خلقنا هم مما يعلمون ) جمله مستانفه و جديد است و تعليل زجر آنها از طمع به دخول بهشت بر اساس وجه اول است و تعليل نفى طمع آنها از وارد شدن به بهشت بر اساس وجه دوم است .
و وقف بر نعيم نيز وقف كافى است براى اينكه رابطه معنوى محقق است و رابطه لفظى نيز وجود ندارد .
* * * مورد نهم : آيه 16 سوره مدثر / 74
( كَلَّا إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً )
و پيش از آن آيات زير واقع شده است :
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً وَ بَنِينَ شُهُوداً وَ مَهَّدْتُ لَهُ