به طورى كه كرارا ياد كرديم ، مانع از آن است كه « كلا » به معناى « حقا » باشد ، و در آن صورت بايد « أنّ » مفتوح باشد .
3 - « كلا » به معناى « الا » است و دو وجه سابق ارجح از اين وجه مىباشد .
و وقف بر « كلا » وقف كافى است ، براى اينكه جمله بعدى جمله مستانفه ، و جمله جديد است ، و وقف در « ينجيه » نيز وقف كافى است ، زيرا پايان تمناى مجرم همان كلمه است ضمن اينكه تعلق لفظى نيز موجود نمىباشد .
* * * مورد هشتم :
« كَلَّا إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ »
سوره / 70 معارج آيه 39 « بهتر است آيات قبل از اين آيه را ملاحظه ، و سپس به آنچه مؤلف كتاب آورده توجه كنيم :
« فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ » 36 عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ 37 ، أَ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ 38 كَلَّا إِنَّا . . .
چه شده كه كافران از راست و از چپ گروه گروه شتابان نزد تو مىآيند آيا هر يك از آنها طمع دارد كه به بهشت پر از نعمت در آيد نه چنين است . . . »
در آيه فوق كلا به دو معنى مىتواند باشد :