در « معنى اللّبيب » گفته است :
گفته طبرى و جمعى كه گفتهاند : ( « كلا » براى ردع و زجر كسى است كه در حين نزول آيه 30 سوره / 74
« عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ »
گفته بود :
من برابر هفده نفر مقاومت ، و شر آنها را از شما باز مىدارم ، شما هم دو نفر را كفايت كنيد . ) ، مقبول نيست ، زيرا آيه به چنين معنائى دلالت ندارد .
يعنى در آيه به حادثهاى كه سبب نزول بوده ، اشارهاى وجود ندارد ، و در كلائى كه براى ردع و زجر به كار مىرود لازم است مورد ردع به صراحت پيشتر از آن ذكر شود مگر اينكه گفته شود :
اسباب نزول معتبر است ، گرچه كلام صراحتى را دارا نباشد و از همهء آنچه ذكر شد چنين نتيجه مىگيريم كه :
« كلا » در اين آيه احتمال دارد 1 - به معنى اى و نعم باشد . 2 - به معنى حقا باشد 3 - به معنى زجر و ردع باشد گرچه مورد ردع و زجر در كلام نيامده است 4 - و بعضى جايز دانستهاند ، به معنى « الا » ئى باشد كه افاده تنبيه مىكند نسبت به موردى كه بعد از كلام مىآيد و توجه را به آن معطوف مىكند .
اما به لحاظ وقف در « كلا » ، علامه آلوسى در « روح المعانى » گفته است :
« در اين آيه حسن وقف ، يا عدم حسن آن ، از آنجا معلوم مىشود كه مقصود از كلا چيست ؟ اگر « كلا » متعلق به كلام سابق