تَمْهِيداً ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ كَلَّا إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً . . .
در اينجا نيز دو وجه وجود دارد :
1 - « كلا » براى ردع كافر به كار رفته است ، كافرى كه قرآن كريم ، درباره او مىفرمايد : « مرا رها كن با كسى كه او را تنها آفريدم و برايش مال و ثروت زياد و فرزندانى قرار دادم كه به دليل بىنيازى هميشه در حضور او هستند ، و هر آنچه لازمه زندگى متناسب و خوب بود برايش مهيا و آماده ساختهام و در برابر اين همه نعمت ، سپاسگزارى نكرد بلكه كفران نعمت ما را كرد ، و با اين حال ، طمع دارد نعمتهاى او را افزون كنيم » آنگاه به طريق ردع و زجر مىفرمايد :
چنين نخواهد شد كه او طمع دارد ، و با كفرى كه مىورزد هرگز مال و نعمت او را افزون نخواهيم ساخت ، و پس از آن مىفرمايد :
إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً . . .
پس « كلا » در اينجا براى زجر كافر ، از طمعى كه از ايمان و سپاسگزارى نشاءت نگرفته ، آمده است ، و اشاره شده كه او مستحق مزيد احسان و افزونى نعمت خداى منان نمىباشد .
2 - « كلا » به جهت نفى به كار رفته است ، نفى تحقق مورد طمع كافر كه همان افزون شدن نعمتهاى خدا نسبت به اوست .
مثل اين است كه گفته مىشود :
آنچه را او طمع دارد به او نمىدهيم .
و بعيد به نظر مىآيد كه « كلا » به معنى « الا » باشد ، زيرا اين معنا