شركاى خدا ساختهايد » گفتهاند ، اين بتها هستند . « در پاسخ » فرموده است كلا يعنى نه ، براى خدا شريك يا شركايى نيست بلكه او خداى مقتدر و حكيم است .
و صحيح نيست كه كلا در آيه فوق ، به معناى - الا - حرف تنبيه باشد . زيرا در گفتار فصيح و بليغ عربى به كارگيرى « الا » با « بل » متداول و معهود نيست ، همان طورى كه صحيح نيست به معناى حقا باشد ، به اين دليل كه در آن صورت ، عبارت ناجور و اسلوب ناخوشايند خواهد شد ، بخصوص كه در « شركاء » وقف و از كلا ابتدا ، و به ما بعد آن وصل كنى ، و معناى فاسدى خواهد داد اگر شركاء را به كلا وصل كنى ، زيرا در آن صورت معناى آيه اين خواهد بود كه :
الحاق شركاء به خداى تعالى حق لازم و ثابتى است . و اين معنائى است كه فساد آن آشكار ، و بطلان آن واضح و روشن است وقف در شركاء جايز است چون پايان سخن است ، و وقف در آن وقف كافى است چون رابطه لفظى با ما بعد خود ندارد گرچه رابطه معنوى فيما بين آنها موجود است .
وقف در كلا نيز جايز است ، و به جهتى كه گفته شد وقف در آن نيز وقف كافى خواهد بود ، پس در اين آيه دو وقف هم جوار وجود دارد .
* * * مورد هفتم :
( كَلَّا إِنَّها لَظى )
سوره معارج / 70 آيه 15 ، كلا در اين