تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
تاكيد حرف جواب « بلى » ، و جمله به معناى آن را با هم آورده‌اند و اگر به گفتن بلى اكتفا مىكردند معنى به دست مىآمد ولى با جمله
« قَدْ جاءَنا نَذِيرٌ »
به معناى بلى و حسرت و پشيمانى زياد خود كه در اثر تفريط در اوامر الهى بوده تصريح كرده‌اند ضمن اينكه خواسته‌اند جمله
« فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ »
- را به همان جمله تاكيد عطف كنند انتهى . و دانشمندان ، وقف در « بلى » را جايز دانسته‌اند اگر چه وصل را ترجيح مىدهند و مستند آنان در جواز وقف همان مستندشان در آيه حديد است وقتى همين آيه را با آيه : زمر
( بَلى قَدْ جاءَتْكَ آياتِي )
مقايسه كنى آيه‌اى كه آن را از موارد هفت گانه به شمار آورده‌اند و وقف بر - بلى - را جايز ندانسته‌اند به فرقى كه ما بين دو آيه وجود دارد پى نمىبرى و متوجه مىشوى اجازه وقف در اين آيه بر روى كلمه - بلى - و عدم اجازه در آيه زمر جز تحكم هيچ دليل موجه ديگرى ندارد . و اگر در وقف‌هاى پنج‌گانه موارد ياد شده را به دقت و امعان نظر ، اخلاص و انصاف ، نگاه كنى و آنها را با موازين قواعد تجويدى و با قوانين نحوى بسنجى و ذهن خود را نيز از احساسات سنتى و تبعيت ديگران خالى سازى ، چيزى جز دور از صواب بودن وقف در روى بلى در اين آيات و واجب بودن وصل اين كلمه ، به جمله ما بعد خود راه ديگرى را نمىگزينى زيرا هر جمله‌اى كه در اين آيات بعد از - بلى - واقع شده بين آن و بين ما قبلش الفت