شنونده به پاسخ سؤالات خود دست يافته است و فعل ، فاعل و مفعول خود را به طور كامل در بر گرفته است . ولى بهتر و ارجح است كه در « بلى » وقف نشود با اين نظر كه
« وَ لكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذابِ عَلَى الْكافِرِينَ »
قسمتى از گفته مىباشد و سزاوار است قسمتهاى مختلف آن بهم پيوسته باشند .
آيه سوم :
« أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ »
آيه 80 سورهء زخرف / 43 « بلى » نفى شنيدن را باطل كرده و شنيدن را ثابت مىنمايد و معنى چنين مىشود آرى ما گفتههاى پنهان و سر گوشى آنان را مىشنويم .
و وقف بر « بلى » جايز است به اعتبار اينكه كلام فائده مطلوب خود را داده است . ولى جمله -
« وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ »
در موضع نصب است به لحاظ حال بودن از فاعل فعل مقدر كه كلمه « بلى » به آن دلالت دارد و تقدير چنين است :
گفتههاى پنهانى و سر گوشى آنها را مىشنويم در حالى كه رسولان ما كه به حفظ رفتار آنان موكل شدهاند هر چيزى را كه از آنها صادر شود اعم از گفتار يا كردار مىنويسند و لحظهاى از آنان جدا نمىشوند .