اتصال و حلقه ارتباط به اندازهاى است كه وصل را حتمى مىسازد و قطع آن را روا نمىشمارد براى اينكه بين هر جمله با جمله قبلى هم رابطه لفظى و هم تعلق معنوى وجود دارد .
به آيات ياد شده - جز آيهء سوم - نگاه كن مىبينى كه بعد از - بلى - ادات استدراك - لكن - آمده است - و لكن - در زبان عربى براى نفى چيزى است كه ثبوت آن ، و اثبات چيزى است كه نفى آن توهم شود .
و وقف كردن در جملهاى كه قبل از ادات استدراك قرار گرفته اين مجال را براى شنونده ايجاد مىكند چيزى را كه واقعيت ندارد ، حقيقت بداند ، منفى را مثبت و مثبت را منفى بشناسد و غرض - گوينده - بر اين است كه به شنونده حقيقت را برساند و براى اينكه گفته ما از همان ابتداى سخن ، معناى كاملى داشته باشد بر ما لازم مىآيد ادات استدراك و متعلقش را به ما قبل آن وصل كنيم تا شنونده آنچه را مقصود و مرام ما نيست مراد و مقصود ما تصور نكند . و در آيات - ياد شده به استثناى آيه سوم - ادات استدراك و ما بعد آن قسمتى از گفته است و جايز نيست از قسمت ديگر آن جدا شود زيرا اين فصل به شنونده معنائى ناقص و نارسا القا مىكند و اين گونه سخن گفتن ممنوع است . حال در آيه سوم تامل كن ملاحظه مىكنى كه در جملهء بعد از « بلى » دو وجه وجود دارد و هر يك از وجوه اقتضا مىكند كه وقف در
معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف والابتداء ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: محمود خليل الحصري
ص٢٠٩