در حقانيت دين مبين اسلام ترديد كرديد و آرزوهاى واهى و طمعهاى بىجا شما را فريب داد و فكر كرديد كلمه كفر بالا گيرد و كلمه ايمان فرونشيند تا اينكه به فرمان خدا عمرهايتان به سر رسيد با اين حال شيطان شما را با رحمت واسعه خداوند مهربان مغرور ساخت او به شما گفت : خدا كريم و رحيم است و مقتضاى رحمت او اين است كه بندگان خود را در برابر گناهان ايشان مجازات نكند و علما و دانشمندان در عين حال كه ترجيح دادهاند در كلمه - بلى - وصل شود وقف در آن را نيز مجاز دانستهاند .
و مستندشان به جواز وقف تمام شدن جمله است و افاده فائدهاى كه شنونده را ساكت مىكند و به مضمون آن اكتفا مىورزد .
آيه پنجم :
« كُلَّما أُلْقِيَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ »
آيه 9 سوره ملك / 67 هر گروهى كه به دوزخ آورده شوند خزنه دوزخ مىپرسند : آيا بيم دهندهاى به سويتان نيامد ؟ جواب مىدهند - « بلى » ، « بلى » در اينجا نفى نيامدن بيم دهنده و اثبات آمدن آن را مىكند و معنايش اين است كه بيم دهنده به سوى ما آمد و جمله -
قَدْ جاءَنا نَذِيرٌ
- تاكيد مىكند جملهاى را كه بلى - به آن دلالت مىكند .
خطيب شربينى در تفسيرش گفته است :
« جمعوا بين حرف الجواب و نفس الجمله المفاده به تاكيدا » براى