تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨
كردم و از سرحد روسيه گذشتم تا فاصله‌اى بين من و قضات روسى ايجاد گردد و اكنون مدت پنج شش سال است كه در ادارهء پست ايران كار ميكنم و بسيار خوشوقتم به شرط اينكه بسرحد روسيه نزديك نشوم .

زنان در مسافرت

كاروانهائيكه گاه‌بگاه در راه مىبينيم از الاغ و شتر و قاطر تشكيل يافته است . در ميان مسافرين زنانى هم هستند كه نخواسته‌اند شوهرهاى خود را در راه زيارت تنها بگذارند . اين زنان غالبا بر پشت الاغى نشسته‌اند و گاهى هم شوهرانشان آنها را به ترك خود سوار ميكنند و حيوان بدبخت كه بايد روزى 50 تا 60 كيلومتر راه طى كند خسته و وامانده مىشود . مسافرين ديگر در كجاوه و پالكى جاى دارند ، پاره‌اى از اروپائيان هم كه نميتوانند با اسب مسافرت نمايند در ايران با همين وسايل مسافرت ميكنند . مسافر بايد در اين جعبه‌هاى چوبى چمباتمه بنشيند بطوريكه زانوها به چانه برسد و در هرقدم حيوان تكان سختى به او ميدهد و او را گرفتار شكنجه‌هائيكه در كشور چين معمول است مينمايد . بهترين وسيلهء نقليه در ايران تخت روان است كه مانند اطاقى در و پنجره دارد و قاطرهائى از جلو و عقب به آن مىبندند تا آن را حمل كنند . مسافر در تخت روان ميتواند آزادانه بنشيند يا بخوابد ، اشخاص ثروتمند هميشه با درشكه يا كالسكه مسافرت مينمايند . خلاصه در بين راه بجغدهاى كوچكى هم برميخوريم كه بدرشتى مرغان كاكلى هستند و در تمام روز روى سيم تلگراف نشسته و اعتنائى بعابرين ندارند .

كاروان شتر و صداى زنگ آنها

قبل از طلوع سپيدهء بامدادى شنيدن صداى زنگ شتران كيف و لذت خاصى دارد . صداى اين زنگهاى متعدد كه به گردن و پهلوهاى شتران آويخته‌اند از دور ورود قافله را خبر ميدهد . راستى صداى زنك شتر در هنگام سحرگاه مانند موسيقى روانبخشى است . چندين زنك كه در درون يكديگر قرار گرفته‌اند به گردن شتر مىبندند و آخرين زنك درونى ساير زنگها را هم از حركت خود بصدا درميآورد . پاره‌اى از اين زنگها هم بسيار بزرك