مطابق با واقع دانست ، همينقدر بطور كلى ميگوئيم كه در ايران هم مانند كشور فرانسه زن بايد معلومات كافى داشته باشد تا بتواند كانون خانوادگى را مطابق ميل و سليقهء خود اداره نمايد و در تنظيم آن بكوشد .
مشاغل زنان
مشغلهء زنان قبايل و روستائى زياد است . آنها علاوه بر اداره كردن امور خانه و پرورش اطفال ، كارهاى ديگرى هم از قبيل فرشبافى و پارچهبافى دارند . اين زنان طباخى و نانوائى را ميدانند و لباس شوهر و فرزندان خود را با دست خود ميبافند و ميدوزند و از اسبان و ساير حيوانات اهلى هم مواظبت مينمايند و گاوان و گوسفندانرا ميدوشند و از شير آنها كره و ماست و پنير و غيره درست ميكنند .
مشغلهء زنان متمول شهرنشين چيزى نيست كه قابل ذكر باشد ، فقط گاهى براى گذراندن وقت اقسام شيرينى براى منزل تهيه ميكنند و ساير اوقات خود را صرف كشيدن قليان مينمايند و معدهء خود را از دود سرد و معطر تنباكو پر ميكنند . زنان طبقهء متوسط به تهيهء ناهار و شام ميپردازند و بعضى هم بگلدوزيهاى جالب توجهى مشغول ميشوند و در فراهم كردن انواع مربا و ترشى مهارتى دارند ولى در هرحال عدهء زنان هنرمند بسيار قليل است .
خواندن كتاب هم چندان معمول نيست و مثل اينست كه بر روى استعداد ذاتى و ذوق و هوش فطرى آنها در اثر بيكارى پردهاى كشيده شده است ، مخصوصا خانمهاى اعيان و اشراف دست به هيچ كارى نميزنند . ايرانيان ضرب المثلى دارند كه پستى مقام زن را در جامعه به خوبى نشان ميدهد ، آنها ميگويند : « زنان گيسوان بلندى دارند ولى عقلشان كوتاه است . »
چنين قضاوتى دور از عدل و انصاف است زيرا كه در ايران زنان دانشمندى هم ديده مىشود كه عاشق مطالعه و تحرير هستند و اشعار خوبى هم ميسرايند .
هنرهاى نشاطآور هم مانند آواز و موسيقى در تمام اندرونهاى بزرگان رايج