تا بتوانند بكانون خانوادگى آنطور كه بايدوشايد سروسامانى بدهند و اطفال خوبى تربيت كنند و تحويل جامعه بدهند و سعادت را در كانون خانوادگى راه دهند ، اما بايد ديد وقتى كه مادرى در اثر مجاهدت و فعاليت خود به اين نتيجهء مطلوب رسيد شوهر با او چه معاملهاى خواهد كرد و اوضاع و احوالش چگونه است ؟
متأسفانه غالبا ديده شده است كه پدر اين خانواده با عدم ثباتى كه فطرى اوست دست زن جوانترى را گرفته او را بخانهء خود وارد مىكند و اين تازهوارد بمادر اطفال ميگويد :
« شوهر شما با من ازدواج كرده است و شما مكلفيد اطاقى را در اين خانه به اختيار من بگذاريد و وسايل آسايش مرا فراهم سازيد » .
هرگاه زن قديمى مقاومتى بروز دهد و بتقاضاى او پاسخ منفى بدهد ، زن تازه با حيله مرد را وادار مىكند كه با زن قديمى خود بدرفتارى كند و اگر ضرورت ايجاب نمايد بدن او را با شلاق سياه كند و اگر احيانا زن بدبخت قديمى بقاضى شكايت برد چه نتيجهاى ميگيرد ؟ مسلم است كه قاضى هم بدون تحقيقات لازم بزن ميگويد : « شما از روى بيعقلى مرتكب خطائى شدهايد و بر خلاف قانون رفتار نمودهايد ، اساسا جنس زن بد است » و به شوهر هم امر مىكند كه اگر اين زن بجسارت خود ادامه دهد شما حق تنبيه او را داريد .
با اين حال مسلم است كه عدم دوام خوشبختى و اطمينان نداشتن بآتيه ، دستورات و نصايح بدى بزن ميدهد كه براى شوهر زيانآور هستند . وقتى كه زن مأيوس گرديد بالطبع چنين فكر مىكند : « هرقدر من بيشتر وسايل راحتى شوهر را فراهم كنم و به خانه دارى و تربيت فرزندان بپردازم او كمتر بفكر آسايش من ميافتد ، بنابراين چه ضرورت دارد كه من اينقدر به خود زحمت بدهم » .
وضع زندگانى زن در خانه
همان خانم نويسنده كه ما مطالب فوق را از نوشتههاى او نقل كرديم و خودش را مسئول گفتههايش ميدانيم وضع زندگانى زنرا در خانه بطورى شرح ميدهد كه اگر حقيقت داشته