تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
كفش و جوراب و لوازم خانه نيز اين تشريفات دخالت دارند . هرمردى تسبيحى بدست دارد كه در موقع بيكارى دانه‌هاى آن را بوسيلهء دو انگشت ابهام و سبابه جابجا مىكند و بكومك همين دانه‌ها تصميماتى ميگيرد ، مثلا اگر بخواهد از حاكم يا شخص عاليمقامى ملاقات كند قبلا با تسبيح كه از ضمائم لاينفك او محسوب ميگردد مشورت مىكند و باصطلاح استخاره مىكند تا بداند كه مبادرت بچنين كارى خوب است يا بد و خلاصه آنكه بدون مراجعه به تسبيح نميتواند كارى را انجام دهد . در موقعى كه شوهر در خانه احساس ناراحتى بكند فورا وسائل فرار خود را از ناراحتىهائى كه خود موجب آن بوده است فراهم ميسازد و براى خود تجديد فراش مينمايد ، اكنون بايد ديد كه تكليف زن بدبخت از نظر افتاده كه هيچگونه اميدوارى بآتيهء خود ندارد چيست ؟ بديهى است چنين زن بدبختى براى رهائى از سختى جز مرك چاره‌اى بنظرش نميرسد و قبر تنها گريزگاه و يگانه پناه‌گاه او خواهد بود . هرگاه قدمى بقبرستان بگذاريم و بمشاهدهء سنگهاى روى قبر بپردازيم خواهيم ديد كه شمارهء قبور زنان چهار برابر قبور مردان است ، اغلب اين بدبختان كه در آنجا بخواب ابدى فرورفته‌اند از بيرحمى و قساوت قلب شريك زندگانى خود در آنجا مدفون شده‌اند . اگر زن ايرانى در آغاز ازدواج در وظائف خانه‌دارى و پرورش فرزندان و ساير تكاليف خود مرتكب خطائى شود علت آن جز جهالت چيز ديگرى نيست زيرا كه در اوان طفوليت و جوانى كسى او را وادار به تحصيل نكرده است كه طرز خانه‌دارى را بداند و هيچكس وظائفى را كه زن پس از دخول در مراحل زناشوئى بايد انجام دهد به او نياموخته است . زنانى كه از هوش و ذكاوت بىبهره نيستند با تمام قوا با جهالت مبارزه ميكنند و نميخواهند تسليم بدبختى و سيه‌روزى شوند ، آنها در تحصيل معلومات كوشش ميكنند
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 315 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى