است و كلثومننه هم راجع به اين فنون دستوراتى دارد كه ما در زير به پارهاى از آنها اشاره ميكنم :
« هميشه بايد در منزل يكنوع آلت موسيقى موجود باشد تا در موقع پذيرائيها زن ايرانى با لباس خانه در حال كشيدن قليان .
مهمانان سرگرم شوند و اگر احيانا در خانوادهاى طنبور يا دايره و ساير آلات طرب يافت نشود اقلا بايد يك سينى مسين در دسترس باشد كه در موقع لزوم آن را مانند دايره بصدا درآورند .
هرزنى بايد طرز به كار بردن طنبور و دايره را بداند و بدختران خود هم اين هنر را ياد بدهد تا اوقات خود را با نشاط و سرور بگذرانند و پارهاى از اشعار سعدى و حافظ را هم بايد بخاطر بسپارند . هرگونه سرگرمى بايد با نغمات روحپرور موسيقى همراه باشد ، حتى در موقع تاب خوردن با طناب هم بايد صداى مطبوعى شنيده شود تا توليد نشاط نمايد . »
بارى چون اغلب زنان از نوشتن بىبهره هستند نميتوانند احساسات خود را بوسيلهء نامهاى بروز دهند بلكه رموز و كناياتى دارند كه مبين اوضاع و احوال و احساسات درونى آنها مىباشد . انواع گلها و ساير مواد معطرى كه براى طرف ميفرستند هريك معنى مخصوصى دارد .
كتاب كلثومننه كه ما مكرر به آن اشاره كردهايم صورت بسيار كاملى از مجموعهء اين لغات و رموز را بدست ميدهد كه ما در زير پارهاى از آنها را نقل ميكنيم :
هرگاه يك دانه هل دست نخورده براى طرف بفرستند مبين اين معنى است :
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 319
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٣١٩