اعمال باب بودند بر ضد او قيام نمودند و شاه را وادار كردند كه از پيشرفت اين مذهب جلوگيرى نمايد .
ملا حسين پس از ورود بتهران نزد شاه رفت و سفارت خود را انجام داد اما شاه بجاى اينكه روى خوش به او نشان بدهد به او گفت : اگر علاقهاى بحيات خوددارى بايد هرچه زودتر پايتخت را ترك كنى .
خلاصه فرستادهء باب اجبارا از تهران خارج شد و چون بيش از پيش شيفتهء پيشرفت اين مذهب جديد بود راه خراسان را در پيش گرفت و در آن ايالت موفقيتى بدست آورد و جمعى را پيرو اين آئين جديد نمود .
علاوه بر ملا حسين كه در ايالت شمال شرقى ايران سرگرم تبليغ بود دو مبلغ ديگر هم در ايالات غربى و شمالى اين كشور مشغول تبليغات بودند .
يكى از آنها زنى بود موسوم به زرين تاج و ملقب بقرة العين كه در علوم اسلامى تبحر و شهرت زيادى داشت و خود را از حيث مقام از همهء روحانيان بالاتر ميدانست و ميگفت من « قبله » هستم .
ديگرى ملا محمد على بارفروشى بود كه چندى بعد در رأس مدافعين مذهب جديد قرار گرفت .
اين مبلغين بپيشرفتهاى قابلملاحظهاى نائل گرديدند و اشخاص زيادى را بآئين خود دعوت نمودند و آنها را براى جنگى كه بعدها ميبايستى بوقوع پيوندد آماده كردند .
از طرفى هم چون روحانيان احساس كردند كه در معرض تهديد واقع شدهاند درصدد برآمدند كه از اقدامات و پيشرفت با بيان جدا جلوگيرى نمايند بنا بر اين مبارزه شروع شد و بابيان با كمال شجاعت بدفاع پرداختند و در اين جنگها مخصوصا در مازندران كه عدهء آنها زياد بود جمع كثيرى از طرفين كشته شد .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 989
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٩٨٩