تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 988

مساهمون:

ص٩٨٨
بريزش كرد و ما به خيال افتاديم كه اگر در اين مسافرت اوضاع جوى به همين نحو ادامه داشته باشد گرفتار زحمت و سختى خواهيم شد . خلاصه راننده در مقابل كاروانسرائى توقف كرد تا اسبان نفسى تازه كنند ما نيز ببالاخانه‌اى كه در روى سردر كاروانسرا بود رفتيم تا مختصر استراحتى بكنيم .

باب و مذهب او

چون در قصبهء نجف‌آباد پيروان باب زياد هستند بى مناسبت نميدانم كه مختصرى از اصول و دستورهاى اين مذهب جديد را بقلم آورم . ميرزا على محمد مؤسس اين مذهب در شهر شيراز متولد گرديد و در سال 1843 در حالى كه 19 ساله بود شروع بتبليغات تازه‌اى نمود . او در آغاز جوانى عشق و علاقه زيادى نسبت بافكار مذهبى نشان ميداد و در همان اوان از شيراز به قصد زيارت مكه عزيمت نمود ولى چون به آن شهر مقدس رسيد و مراسم زيارت را بجاى آورد بجاى اينكه علاقه و ارتباطش بمذهب اسلام محكمتر گردد برعكس از آن دورى اختيار نمود و به اين فكر افتاد كه درصدد اصلاح قوانين و دستورهاى اسلامى برآيد . پس از بازگشت از زيارت در شيراز بنشر افكار تازهء خود پرداخت و اعلان كرد كه من « باب » هستم يعنى درى كه فقط بوسيله آن ميتوان بشناسائى خداى يگانه پى برد و جمع كثيرى پيرو او شدند . در سال 1845 يكى از پيروانش موسوم بملا حسين بشرويه كه بمنزلهء بازوى راست او بود بتبليغ افكار او همت گماشت و به مسلمانان اعلان كرد كه باب امام دوازدهم است و از طرف خدا آمده تا وحدت و يگانگى در ميان فرق مختلفه يهود و نصارا و مسلمانان بوجود آورد . ملا حسين از طرف باب مأموريت داشت كه بسفارت نزد شاه برود و او را دعوت نمايد كه در رأس اين نهضت جديد مذهبى قرار گيرد و به او وعده دهد كه بدون دخالت در امور سلطنتى با تمام نيروى معنوى خود پشتيبان او خواهد شد . ولى ملاها كه مراقب