تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 986

مساهمون:

ص٩٨٦

فصل سيزدهم از اصفهان به جونقون

مسافرت به طرف بختيارى - نجف‌آباد - باب و مذهب او - قتل باب - مرام باب - طرز حكومت - عزيمت از نجف‌آباد - حاجىآباد - برجهاى كبوتران - لباس روستائيان - ميسن‌آباد - پل زاينده‌رود در دهكدهء سامان - ورود بسامان - ملاقات با كدخدا - عزيمت از سامان - ترياكيان - چاله شتر - منزل خدا رحم خان - تماشاى كاخ - عزيمت از چاله شتر - دهكدهء شوركچيان - افكار فتح اللّه خان - قصر شوركچيان - به طرف جونقون - ورود بجونقون - پذيرائى سالار . 16 اكتبر - سحرگاهان از صداى طبل و نقاره بيدار شديم زيرا كه ماه رمضان است و مسلمانان بايد قبل از دميدن سفيدهء بامداد از خواب بيدار شده و غذائى بخورند تا بتوانند با گرسنگى روز بعد مقاومت نمايند ما نيز موقع را مغتنم شمرده از تختخواب پائين آمديم و به بستن لوازم سفر مشغول شديم .

مسافرت به طرف بختيارى

در ساعت ده و ربع وسايل نقليه كه چند روز پيش كرايه كرده بوديم رسيد و حمالان بارهاى ما را در آنها جاى دادند و ما حركت كرديم . مدتى در ميان ديوارهاى گلى باغهاى خارج شهر راه پيموديم و چون از شهر خارج شديم مختصر توقفى نموديم تا سواران بختيارى كه بديدن دوستان و آشنايان خود رفته بودند بيايند و بما ملحق شوند . پس از ورود آنها حركت كرديم و از دامنه كوهى كه