تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
ديگرى بيشتر و يا كمتر بود . ( و بفرض ) چنان كه در علم ازلى خداوند ، اين فراگيرى نبود ، پيدايش وجود پديد نمىآمد . زيرا هر چيزى كه اصل نداشته باشد فرع نخواهد داشت . » در نتيجه « اصل نقطه مركزى دايره خلق محمد صلى اللّه عليه و آله و فرع آن على ولى اللّه است كه فرمودند اوّل ما خلق اللّه نورى ففتق من نورى نور علّى . » در كتاب « ابكار الافكار » از ابن صلاح حلبى روايت شده كه جابر بن عبد اللّه انصارى گفت از رسول اكرم ( ص ) درباره « اول مخلوق خداوند » پرسيدم او فرمودند : « اول چيزى را كه خداوند آفريد نور پيامبر تو بود اى جابر سپس در آن نور هر بهترين را پديد آورد و بعد از او هر چيزى را آفرينش بخشيد و هنگامى كه آن نور اول را آفريد در مقام قريش قرار داد و اين آفرينش دوازده هزار سال تقديس خداوند مىنمود ، سپس او را چهارم قسم قرار داد ، عرش - كرسى - حاملان عرش و خزّان « 1 » كرسى - و قسم چهارم را در مقام حبّ دوازده هزار سال . سپس همين قسم اخير ، چهار قسم ، و از آن قلم - لوح - بهشت را پديد آورد و قسم چهارم ( از اين قسم ) را در مقام خوف دوازده هزار سال . و سپس آن را به چهار جزء تجزيه كرد و از آن ملائكه ( مجردات ) ، و نيز شمس و قمر و كواكب ( مظهر نور عالم مادى ) را تحقق بخشيد و قسم چهارم ( از اين قسم ) را در مقام رجاء دوازده هزار سال . سپس آن قسم را چهار جزء و عقل را از يك جزء و علم و حلم را از جزئى ديگر هستى بخشيد و عصمت و توفيق ، از ديگر جزءآن باشند و چهارمين جزء آن را در مقام حياء دوازده هزار سال . پس از آن خداوند به آن نگريست آن نور تراوش نمود كه از آن قطره‌اى و از آن قطره « صد و بيست و چهار هزار » قطره تراوش كرد . خداوند از هر قطره روح پيامبر و رسولى را منش بخشيد . سپس ارواح انبياء عليهم السلام موجوديت يافتند . خداوند از نفسهاى آنان « ارواح
هامش
( 1 ) - اين قبيل از احاديث متشابه هستند و اينجا محل و مجال تفصيل نيست مع الوصف مراد از سال روزش هزار برابر سال سياره زمين است بنص صريح قرآن كريم .
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 78 | القندوزي / محمد على شاه محمدى