اولياء و شهداء و سعداء و منقادان » تا روز قيامت را پديد آورد . نتيجه اينكه عرش ، كرسى حاملان عرش و خزان كرسى از نور و قلم ، لوح ، فرشتگان مجرده ، بهشت ، نعمتهاى آن از ديگر انواع نور و ملائكه ( تدبيركنندگان امور ) ، آسمانهاى هفتگانه و شمس و قمر و كواكب ( مظاهر نورانيت جمادى ) از نورى ديگر ، عقل ، علم ، حلم ، عصمت و توفيق از نورى ، ارواح پيامبران و رسولان از ديگرى و ارواح اولياء - شهداء - صالحين دستآورد نور ديگرند .
بركت وجود محمد ( ص ) سبب قبض و بسط آفرينش است
سپس خداوند دوازده هزار حجاب آفريد « 1 » و جزء چهارم از هر نورى را در هر حجاب هزار ساله قرار داد و اين است منبع حجاب كرامت ، سعادت ، هيبت ، رحمت ، رفعت ، علم ، حلم ، وقار ، سكينه ، صبر ، صدق و يقين . آنگاه كه او ( جزء چهارم از هر نورى ) را از اين حجابها پديد آورد ، نور زمين را از مشرق تا مغرب مانند چراغ در شب تاريك جلا بخشيد . « 2 » سپس آدم را پديد آورد و نور من محمد ( ص ) را در صلب آدم به امانت نهاد و در پيشانى او درخشش گرفت . سپس آدم « 3 » از خداوند جل جلاله در خصوص آن نور سؤال نمود . خداوند جل جلاله فرمودند : « آن نور محمد ( ص ) فرزند توست آن نور از آدم در صلب شيث منتقل و همواره خداوند جل جلاله نور مرا از سرشت پاكى به سرشت پاك ديگرى انتقال مىداد تا اينكه به صلب پدرم « عبد اللّه ، فرزند عبد المطلب » و از او در « رحم مادرم آمنه » جايش داد ، سپس به اين جهانم آورد و « خاتم انبياء و رسل » قرارم داد و به
هامش
( 1 ) - ما نمىدانيم حجاب چيست احتمالا همين تشعشعات مجهول الذات و الهويه است كه از دانشمندان را مات مبهوت قدرت لا يزال خداوند نمودهاند ! ! ! .
( 2 ) - سپس كه معادل واژه « ثمّ » است براى ترتيت و تأخير ، اما اين تأخير ، ميليونها سال به سال سياره زمين فاصله زمانى داشته است نه سپس آنى ، دقيقه و غيره .
( 3 ) - خلقت حضرت نورى و از زبان « . . . كن فيكون » بوده است و نه زبانى كه ما مىشناسيم .