و عرش خداوند بر آب چيره « 1 » و زمين مسطح و جريان يافت . بعد از آن خداوند ملائكه را از نورها ايجاد و نبوت پيغمبر اكرم ( ص ) را بتوحيد خود مقرون و آشكار نمود پس محمد ( ص ) پدر ارواح و سرور آنان است ، همچنانكه آدم عليه السلام پدر اجساد و سبب توالد و تناسل آنان مىباشد . سپس آن نور از عالمى بعد از عالم ديگر و طبقهاى بعد از طبقه ديگر ، و قرنى بعد از قرن ديگر انتقال يافت ، تا اينكه به صورت محمد صلى اللّه عليه و آله پديد آمد در اينجا بود كه « صورت و معنا در مصداقى بعنوان كاملترين مخلوق و فردى كه عصارهاى از كلّ بود ، ظهور نمود . » « 2 »
سپس حضرت على عليه السلام فرمودند : اين كلام مطابق با قول عمويم عباس بن عبد المطلب است كه از رسول اكرم ( ص ) نقل كرده كه گفت : اى رسول خدا ( ص ) مىخواهيم تو را مدح گويم فرمودند : « بگو خدا دهانت را نبندد » عباس اشعارى را گفت كه مضمون آنها در بالا گذشت ، سپس على عليه السلام فرمودند : « پيامبر ما بر تختى رفيع و در مقامى نزديكتر بقرب رحمت خداوند « 3 » قرار دارد كه از فيض اقدس « 4 » اعلاى خداوند جل جلاله استمداد رحمت نسبت به عالم مىنمايد و اوست كه بعبادت خداوند و كرنش در برابر عظمت و اوامر او اولويت دارد و خداوند به همين معنا اشاره كرده است كه در قرآن فرموده : « بگو اگر براى خداى رحمان فرزندى بود پس من سزاوارترين « 5 » به كرنش بودم ، نتيجه اينكه اول حقيقتى كه پديد آمد بعنوان پديدهاى كه هادى سبل و محيط بر مادون خود بود نور محمد ( ص ) مىباشد و پيامبران ديگر هدايت و مقامشان در نزد خداوند به حسب جامعيت دايرهء كمالشان در هدايت است تا بدانجا كه مثلا براى پيامبرى هزار پيرو و براى
هامش
( 1 ) -وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ، هود 7 .
( 2 ) - . . . و كان قاب قوسيس او ادنى .
( 3 ) - و النجم 9 .
( 4 ) - لو لاك لما خلقت الافلاك . . . و بيمينهم رزق الورى .
( 5 ) - زخرف 68 .