اللّه العقل ، و اول ما خلق اللّه القلم و اوّل ما خلق اللّه نور نبيك اى جابر » مراد از همه آنها همان حقيقت نور محمديه است كه در ميان كمّلين و صاحبان « انديشههاى بلند » نور پيامبر اكرم ( ص ) است ) و نيز حديث « كنت نبيا و آدم بين الماء و الطّين » - من پيامبر بودم و حال آنكه آدم سرشتش بين آب و گل بود » همه اينها دليلهايى بر تقدم نور محمديه ( ص ) مىباشند بديهى است از حديث « اوّل ما خلق اللّه نورى ففتق من نورى نور على » على عليه السلام ، قدمتش به قدمت رسول خدا برمىگردد .
من خاتم پيامبران بودم در حالى كه آدم بين آب و گل بود .
( ما اعتقاد داريم و اعتقادمان نيز با براهين قاطعه ثابت است كه رسالت و نبوت و امامت « شخصيه تعيّنه » از جانب خداوند جل جلاله مىباشند ، نه اينكه از مقامات » نوعيه باشند ، كه هركسى بتواند به اين مقام برسد . هرگز . گرچه همواره دستهاى پليد اهريمن صفتان و استعمارگران در برابر اديان توحيدى دست به حيلهگرى يازيدند و جعل پيامبران و امامان دروغين كرده و حتى در ادبيات ضمن اشعارى از قبيل « از عبادت نىتوان اللّه شد ، مىتوان موسى كليم اللّه شد » خواستهاند راه را براى پيامبران و امامان شيطانى باز كنند ، لذا بر پايه اعتقاد حقهى فوق الذكر مضمون حديثى كه در اينجا مىآوريم ، با اين اعتقاد تطابق دارد و « خاتميت » رسول اكرم ( ص ) از همان ابتداء « مسلّم » است . مترجم )
در كتاب « مشكاه » از « ابن ساريه » از رسول اكرم ( ص ) نقل شده كه فرمودند : من در نزد خداوند « خاتم النبين » بودم و حال آن كه « آدم » عليه السلام در ميان آب و گل در حال سرشت بود ، و به زودى شما را بر اين مطلب آگاه و بتاويل آن آشنا مىكنم .
بدرستيكه دعاى حضرت « ابراهيم » عليه السلام و بشارت حضرت « عيسى مسيح » عليه السلام و خوابى كه مادرم هنگام تولدم ديد ، مبنى بر اينكه نورى از او پديد آمد كه از آن نور « قصرهاى شام » روشن شدند . « اين روايت را ( قسمت خواب حضرت آمنه مادر گرامى رسول اكرم ( ص ) را مادران انبياء عظام بتناسب موقعيت خاص خود و فرزند مولود مسعود خود ) ديدهاند . شخصيتهايى چون صاحب « شرح السنّه » احمد