باب اول در تقدم نور رسول اللّه ( ص ) بر خلقت و وحدت اصل محمد و على صلوه اللّه عليهما آلهما
خداوند جل جلاله در قرآن كريم فرمودند :
« قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ »
« 1 » ( در نزد ما شيعيان باستناد دلائل قطعيه و براهين موقنه از راه استدلالات و براهين ثابت است كه « نور مقدس محمديه اول مخلوق ، صادر اول ، عقل اول ، عقل منبسط ، و نور اول » است .
آيه شريفه فوق كه مورد استناد شيخ بزرگوار قندوزى قرار گرفته و باستناد آن « تقدم نور رسول اللّه ( ص ) » را مطرح فرموده است ، خصوصا جمله شريفه « فانا اوّل العابدين » دال بر مقصود مىباشد « 2 » و در عين حال يك بحث فلسفى است كه در جاى ديگر بايد از آن بحث كرد ) بگو اگر براى خداوند رحمان فرزندى بود ، پس من ( رسول اللّه ( ص ) ) اول پرستندهء ( چنين نسبتى ) بودم . در كتاب « الاصابه » از « ميسرهء الفجر » روايت شده كه گفتم : اى رسول خدا ( ص ) از چه زمانى پيامبر بودهايد ؟ فرمودند « و آدم بين الروح و الجسد » . « آنگاه كه آدم در تكوين بين شكلگيرى روح و بدن بود » در كتاب « جمع الفوائد » روايت شده كه جابر بن عبد اللّه نقل كرده كه رسول خدا ( ص ) فرمودند : « الناس من اشجار شتّى ، انا و علّى من شجره واحده » - « مردم از « ريشهها » و درختهاى مختلفند ، « من و على » از « يك درختيم » . در « اواسط » از « ابو هريره » نقل شده كه : مردم گفتند اى رسول خدا ( ص ) از چه زمان نبوت بر تو واجب شد ؟
فرمودند : « و آدم بين الرّوح و الجسد » « ترمذى » نيز اين روايت را آورده است .
( احاديثى از قبيل « اوّل ما خلق اللّه ، روحى ، و اوّل ما خلق اللّه نورى ، و اوّل ما خلق
هامش
( 1 ) - زخرف 81 .
( 2 ) - شايد بتوان آوردن اين شريفه را توسط شيخ بزرگ قندوزى با عنوان بحث چنين توجيه كرد كه چون محمد رسول اللّه اول مخلوق است پس اگر خدا فرزندى داشت پس اول مخلوق بايد آن را قبول كند و محترم بدارد .