ابن حنبل ، صاحب « جمع الفوائد » ، از احمد و كبير و بزاز نيز آن را نقل كردهاند .
نور على نور
در كتاب « مناقب » از « اسحاق ابن اسماعيل نيشابورى » و از « امام صادق عليه السلام از پدرش از جدش على ابن الحسين » عليهم السلام از عموى گراميشان حضرت مجتبى عليه السلام روايت شده كه : « قال سمعت جدّى ( ص ) « يقول : خلقت من نور اللّه عزّ و جلّ و خلق اهل بيتى من نورى و خلق محبيهم من نورهم و سائر الناس فى النار » از جدم رسول اكرم ( ص ) شنيدم كه فرمود : « من از نور خداى عزيز و جليل ، و اهل بيتم از نور من پديد آمدند و دوستان آنان از نور ايشان آفريده شد . و ساير مردم در جهنماند .
چهارده هزار سال پيش از آدم
« ابن مغازلى واسطى شافعى » در « مناقب » از « سلمان فارسى » روايت كرده كه گفت : از حبيبم رسول اكرم ( ص ) شنيدم كه مىگفتند : « من و على نورى بوديم مورد لطف خداوند عزيز و جليل ، چهارده هزار سال پيش از آفرينش آدم عليه السلام ، اين نور خداوند جل جلاله را تسبيح و تقديس مىنمود . خداوند اين نور را بعنوان امانت در صلب آدم عليه السلام قرار داد و همواره من و على يك نور واحد بوديم تا اينكه در صلب عبد المطلب عليه السلام از هم جدا شديم سپس « نبوت » در « من » و « امامت » در وجود « على » ظاهر شد . اين روايت را ديلمى نيز در كتاب فردوس از سلمان فارسى نقل كرده است .
« مغازلى » نيز اين روايت را از « سالم ابن ابى جعده » از « ابو ذر » ( ره ) نقل كرده است كه گفت شنيدم رسول اكرم ( ص ) فرمودند : « من و على نورى بوديم در سمت راست عرش مورد نظر لطف خداوند ، كه خداوند را تسبيح و تقديس مىكرديم ، چهارده هزار سال پيش از خلقت آدم عليه السلام و من و على نور واحدى بوديم تا اينكه