تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
پدرم پيشى نگرفته است ، اى مردم ! خداوند جل جلاله واجبات را نه از روى نياز بر شما فرض نمود ، بلكه از باب منّت و رحمتش بر شما بوده است ( زيرا انجام فرائض و ترك محرمات موجب رشد روحى ، اخلاقى ، فكرى معنوى و خودسازى شما مىشود و كسى بمراتب عاليه و كمالات سجّيه و قرب خداوندى صعود مىكند كه در پرتو انجام اوامر خداوند جل جلاله و ترك محدوديتها و ممنوعيتها در كوره آزمايش فلزش گداخته ، و ناب آن ، از غير نابش متمايز گردد . مترجم ) خدايى نيست جز يكتا آفريدگار كه ( فرض و واجب را ) براى تمايز بخشيدن بين پليد و پاكيزه و آزمايش قرار داد :
« وَ لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ ما فِي صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِكُمْ »
- و تا خداوند آنچه در سينه‌هايتان است آزمايش كند و آنچه در دلهايتان است تصفيه و خالص گرداند .

در موضوع بنى وليعه على جان رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله خوانده شده است

امام « احمد ابن حنبل » در « مسند » و « خوارزمى » در « مناقب » ، هر دو نفر از عبد اللّه ابن حنطب ، روايت كرده‌اند كه رسول خدا ( ص ) خطاب به « بنى وليعه » فرمودند : « لتنتهين يا بنى وليعه ا و لأبعثنّ اليكم رجلا كنفسى ، يمضى فيكم امرى ، يقتل المقاتلهء و يسبى الذريّه ؟ فالتفت الى علّى فاخذ بيده فقال هو هذا » - اى بنى وليعه دست برمىداريد ، يا مردى را چون خودم - جان خودم ، بسوى شما بفرستم ، كه فرمان مرا در بين شما انفاذ و اجراء كند ، جنگجويان شما را بكشد و ذريه شما را اسير نمايد ، سپس آنحضرت متوجه « على » شد و دستش را گرفتند و فرمودند : « او اين مرد است » .

اى خواجه كائنات را جان و روان

در « عيون الاخبار » از « ريان ابن الصلت » از « امام رضا » عليه السلام روايت شده