تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
در آنجا شهيد يا تسليم دشمن شود ؟ . مالك گفت : به خدا قسم اين را دوست ندارم ! يزيد بن هانى گفت : پس چه مىگويى ؟ آنان براى امام قسم خورده‌اند كه يا مالك را بخوان دست از جنگ بردارد ، يا ترا به شمشيرهاى خود مىكشيم همچنان كه عثمان را كشتيم ، يا تسليم دشمنت مىكنيم ! مالك دست از جنگ كشيد و بسوى على عليه السلام با سرعت شتافت و به پيشتازان خوارج فرياد كشيد : اى اهل خوارى و ذلت و سستى ! دعوت معاويه و يارانش را كه به حكميت قرآن ارجاعتان داده نپذيريد . به خدا قسم ايشان آنچه را كه خداوند در كتابش و پيغمبر در سنّتش فرمانشان داده وانهاده‌اند . به من مهلت دهيد من احساس پيروزى مىكنم . آنان گفتند : هرگز مهلت نمىدهيم در اينجا شقيق ابن ثور بكرى برخواست و گفت : اى مردم ما خود ، اهل شام را پيش از اين به كتاب خدا دعوت كرديم ، ولى قبول نكردند به همين جهت با آنها جنگيديم و حال آنان امروز ما را به حكميت قرآن دعوت مىكنند و ما نمىپذيريم ، در نتيجه همان ريختن خون آنان كه به علت نپذيرفتن دعوت به حكميت قرآن براى ما حلال نمود ، امروز خون ما براى آنان حلال مىنمايد و امير مؤمنان امروز نيز بر همان عقيده است كه ديروز بود ( يعنى دعوت به قرآن را محترم مىشمارد ) . آخر اين جنگ همه ما را در كام خود بلعيد و بقاء و دوامى جز جنگ نمىبينم .

حكميت ناحق در صفين

اشعث ابن قيس پيش امام آمد . اين بدتر از منافق به حضرت امير عليه السلام عرض كرد : يا امير المؤمنين مردم را چنان مىبينم كه به آنچه معاويه در رابطه با حكميت قرآن دعوتشان كرده راضى هستند ، اگر مىخواهى من نيز شخصا پيش معاويه بروم و آنچه را كه او در نظر دارد سئوال كنم . على عليه السلام فرمودند : اگر
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 425 | القندوزي / محمد على شاه محمدى