كفر ، انكار بما انزل اللّه بر محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم تحقق مىيابد و اين عصيان خداوند است و خداوند از اولياء خشنود نمىشود كه بگذارند مردمى در زمين باقى و خدا را عصيان كنند و در عين حال اولياء خدا سكوت كنند و امر به معروف و نهى از منكر ننمايند . من جنگيدن را از غلهاى جهنم آسانتر مىيابم » . آن شخص كه اين سخن را شنيد برگشت و طرفين بجان هم افتادند تا آنجا كه بعضشان با سنگ و غيره به يكديگر حمله مىكردند تا بسيارى به خاك افتادند و اين بعد از سخنان آن مرد با على عليه السلام نسبت به مراحل بعدى جنگ ، مقدمهاى كوچك بود . سپس با نيزه به يكديگر حمله كردند ، نيزهها شكستند ، شمشيرها برگرفتند ، صداى احدى جز صداى بهم خوردن شمشيرها را نمىشنيدند . خورشيد از كثرت غبار ناپديد شد . جنگ از نماز صبح همانروز تا نصف شب ادامه يافت ، نمازى براى خدا بجا آورده نشد ( به ياددارى كه قبلا گفته شد حضرت على عليه السلام ضمن خطبهاى به مردم فرمودند : « نماز امروز شما تكبير است و چون حضرت على عليه السلام حجت خداست اين سخن دليل است كه در آن مقطع خاص به صورت تكبير ادا شود ) .
مالك اشتر : در ميدان معركه سير مىكرد ، به هر قبيلهاى كه مىرسيد آن را فرمان به پيش در صف مقدم جنگ مىداد ، تا اينكه آن شب صبح شد ، دو سپاه از هم جدا شدند ، هفتاد هزار نفر در آن روز و شب كشته شدند و اين شب به « ليلهء هرير » مشهور است . مالك اشتر در سمت راست سپاه على ، و ابن عباس در سمت چپ ، و على در قلب سپاه مىجنگيدند . جنگ تا دو ثلث از شب گذشته ادامه يافت و صبح نيز ادامهاش تا چاشتگاه طول كشيد . مالك اشتر ميان سپاهيان على عليه السلام چنين ندا مىداد : « هان اى مردم ، هر كس جانش را به خدا مىفروشد پس بايد با من به جنگ ادامه دهد تا پيروز و يا به پروردگار با كسب سعادت ملحق
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 421
مساهمون: القندوزي
ص٤٢١