آنان بود كه مردم در تكريم آنان به همينها بسنده نكردند ، و خودشان نيز آنقدر متكامل بودند كه به تكاليف سخت و دشواريهاى شديد و عبادات شاقه و مجاهدات تامه ، قد علم مىكردند . بدون شك مردم مىدانند كه كلام على عليه السلام چگونه است ؟ ، به طورى كه نشسته و ايستاده در جماعات و منفردا شرايع و احكام و حلال و حرام ، اخبار اكوان و موجودات و تأويلات قرآن و اخبار حوادث گذشته و حال و آينده ، با فراگيرى و تلقيات رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم استمرار همت داشتهاند . يا اينكه با كشف جلى يا به « جفر » ، يا ميراث علوم انبياء يا به « علم لدنى » و موهبت الهى ، تعالى و تكامل ميجستند . بهرحال عبد اللّه بن عباس كه به او از كثرت دانش حبر ( مركب ) امّت و درياى علم مىگفتند ، و نيز او را قلب عقول و لسان قؤول يعنى دل عقلمند و زبان گويا مىگفتند ، و ابن مسعود و غيره گويند : ابن عباس ترجمان قرآن است و براى ايشان جز زبان « زيد بن على بن الحسين عليهم السلام زبان رسائلى ، مقبول نبود ، بطورى كه بليغترين افراد به او مثال ميزدند و تمامى خطباء در برابر زيد خود را عليل و ناتوان مىپنداشتند . همهء اينها مىگفتند : بنى هاشم از هر حيث خوبترينها ، بخشندهترينها ، بزرگترينها و تيزترين زبانهاى بشرند ، و فرزندان على عليهم السلام در رأس تمام آنها قرار دارند .
من ( جاحظ ) پيش از اين جملهاى از ذكر آل رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم را بشما تقديم نمودم ، باشد كه به اين قليل استدلال به كثير ، و به اين قطره استدلال به مخزن آب ، و به جزء ، استدلال بر كل نمائيم و چون منازل عاليه و مراتب بلندپايه طاعات و فرازهاى نمودار سازندهء اعمال و پىآمدهاى صالحه حاصلهء كردار و مكارم ستودهء اخلاقى و محاسن بىمثال و زيبائيها و بخشندگيهاى ارشاد و كرامتهاى بى بديل احسان و شدائد گرفتاريهاى بلاها و كثرت اعجابانگيز همتهاى آن بزرگواران را در توجيه خلق بسوى سعادت ابديت و بركات سرمديت دانستيد ، بدون شك
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 418
مساهمون: القندوزي
ص٤١٨