تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠

باب پنجاه و سوم در ذكر قصهء ليله الهرير

و آن شب بزرگى است كه در جنگ صفين بود و ضرب المثل است و نيز در ذكر خطبه و وصيت آن حضرت در شرح نهج البلاغه آمده مطالبى كه ما ، آن قسمت را مىگوئيم ، كه نصر بن مزاحم در كتاب صفين آورده . نصر بن مزاحم شخصى مورد اعتماد و صحيح النقل و از اصحاب رجال حديث است . او مىگويد : على عليه السلام نماز صبح روز سه‌شنبه دهم ربيع الاول سال سى و هفت را با مردم بجا آورد ، سپس به لشگر عراق فرمان داد كه بر لشگر شام حمله كنند و با آنان بجنگند . جنگ شروع شد . جنگى كه هر دو طرف را در كام مىبلعيد ، ليكن اين بلعندگى نسبت به اهل شام شديدتر بود بطوريكه اركان سپاه شام فرو ريخت . « مالك اشتر در حالى كه سوار به اسب بود خطبه مىخواند و مىگفت : حمد خدائى را كه پسر عم رسولش را در ميان ما قرار داد ، كسى كه از لحاظ ايمان به اسلام و سرسپردگى به « اللّه » پيشگامترين مردم است . او شمشيرى از شمشيرهاى خداست كه آن را بر فرق دشمنانش فرود مىآورد ، اى مردم به من نگاه كنيد و از من پيروى كنيد و خطى را كه در نقشهء جنگى تعقيب مىكنم ، شما نيز تعقيب كنيد . » سپس بر اهل شام حمله كرد و با ايشان چنان شديد جنگيد كه گويند مردى از شام از ميان سپاه بيرون آمد و فرياد برآورد : يا على ، بميدان من ظاهر شو ! على بسوى او تاخت . او گفت اى على ، تو را افتخار پيشگامى در اسلام و هجرت است ، مىشود بسوى عراقت برگردى و ما نيز بسوى شاممان و جنگ فروهشته شود ؟ على عليه السلام فرمودند : « راهى را جز ادامه جنگ نمىيابم ، چرا كه در ترك جنگ با